خواهد زيست و حمزه همچون دژى پايدار در كنار اوست . از اين رو ، آنان از پارهاى اقدامات نارواى خود دست برداشتند . « 1 »
حمزه پس از مجروح كردن ابوجهل و پذيرش اسلام اين شعر را سرود :
اى ابوجهل ، [ حاصل ] رفتار زشت خود را بچش ،
كه نتيجه خوى ستمگرانهء توست ،
از موضع خصمانه خود پرده برداشتى ،
اگر از خدا پروا مىكردى ،
اينگونه سيه دل نمىشدى ،
بينىات به خاك [ مذلت ] ماليده خواهد شد ،
چون با اينكه به تو هشدار رسيده بود پيامبر خدا را آزردى ،
و حق را به صاحبش باز نگرداندى ،
و بار ديگر در منجلاب گمراهى سقوط كردى . « 2 »
آرى حمزه همزمان با پيوستن به آيين محمدى ، همهء پيوندهاى خود را با نظام بوجهلى گسست و در آستانه تولّدى نوين قرار گرفت .
تثبيت اسلام حمزه
پس از ماجراى درگيرى حمزه با ابوجهل در مسجدالحرام ، حمزه به خانه خود بازگشت و با ترديدهايى كه براى او پيش آمد ، شب سختى را گذراند . بامداد آن شب خود را به حضور پيامبر ( ص ) رساند و گفت : اى پسر برادر ، من خود را در گردابى گرفتار مىبينيم و نمىدانم چگونه خود را از آن رهايى دهم ، باقى ماندن مردى مانند من بر آنچه نمىدانم درست است يا نادرست ، سخت و ناگوار است . اكنون سخنى با من بگو كه مشتاقانه آمادهء شنيدن سخنانت هستم .
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 311 ؛ سيرهء ابن اسحق ، ص 151 ؛ اسد الغابه ، ج 2 ، ص 46 ؛ اعيان الشّيعه ، ج 6 ، ص 245 ؛ المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 192 .
( 2 ) . سيرهء ابن اسحق ، ص 152 .