اخلاق نيك
ابودجانه مريض بود ، به عيادت او رفتند . مشاهده كردند كه سيماى او از خوشحالى مىدرخشد . پرسيدند : چرا چهرهات درخشان است ؟ گفت : به نظرم دو عمل من از همهء اعمالم استوارتر و بهتر است : نخست ، در بارهء آنچه به من مربوط نبوده حرف نزدهام ، ديگر ، دلم براى مسلمانان ، به دور از هر گونه بدى بوده است . « 1 »
توجه پيامبر به ابودجانه
ابودجانه وضعيت مالى خوبى نداشت . از اين رو ، رسول خدا ( ص ) گاه از غنايم ويژه مقام نبوت ، سهمى به ابودجانه مىداد . در تاريخ آمده است كه يهود بنى نضير به دستور رسول خدا ( ص ) از مدينه رانده شدند و هر چه ثروت داشتند به دست آن حضرت افتاد .
اين ثروتها خاص پيامبر ( ص ) بود و هر گونه مىخواست مىتوانست در آنها تصرف كند ، زيرا بدون درگيرى و كشتار به دست آمده بود . آن حضرت همهء اين اموال را بين مهاجران تقسيم كرد و به كسى از انصار جز ابودجانه و سهل بن حنيف ، چيزى نداد . « 2 »
جانشين پيامبر در مدينه
پيامبر ( ص ) در ذى قعده سال دهم هجرى براى حجة الوداع آماده شد و دستور داد كه مسلمانان نيز آماده شوند . آن حضرت در روز 25 ذى قعده با انبوه مسلمانان از مدينه به سوى مكه حركت كرد و طبق برخى از روايات ، ابودجانه را جانشين خود در مدينه قرار داد . « 3 »
ذوالسيفين ، ذوالمشهره
ابودجانه انصارى را به خاطر جنگ با دو شمشير ( شمشير رسول خدا و شمشير خودش )
هامش
( 1 ) . طبقات ، ج 3 ، ص 557 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 1 ، ص 176 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 201 - 202 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 237 ؛ مغازى ، ج 1 ، ص 379 .
( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 248 .