تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسوه هاى فرماندهى ( فرماندهان صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
تيراندازان سپاه حضرت با تير به استقبال سواران آنان رفتند . سوراه نظام حضرت - كه ابوايّوب انصارى فرمانده آن بود - از راست و چپ بر آنان يورش آورد و خود حضرت نيز از قلب سپاه با شمشير و نيزه بر آنان حمله كرد . طولى نكشيد تا خداوند همهء آنان را بر زمين ريخت . گويا به آنان گفته مىشد بميريد و مىمردند . « 1 » بعد از شكست خوارج ، حضرت آنچه در لشگرگاه آنان بود جمع‌آورى كرد و اسلحه و چارپايان را بين يارانش تقسيم نمود و اموال و بندگان و كنيزان را پس از بازگشت به كوفه به صاحبانش بازگردانيد . « 2 » در اين جنگ دو پيشگويى به وقوع پيوست : نخست ، همان‌طورى كه امام فرموده بود ، از ياران آن حضرت نُه تن بيشتر شهيد نشدند و از خوارج نُه تن بيشتر زنده نماندند ، و دوم ، ابوايّوب همچنان‌كه پيامبر امر كرده بود ، با مارقين ( خوارج نهروان ) هم جنگيد . بعد از جنگ نهروان امام دوباره تصميم به جنگ با معاويه گرفت و مردم را به جهاد فراخواند . حضرت پرچم فرماندهى ده هزار نفر را به امام حسين ( ع ) سپرد و فرماندهى ده هزار نفر را به عهدهء قيس بن سعد گذاشت و مسئوليت فرماندهى ده هزار نفر ديگر را بر دوش ابوايّوب انصارى نهاد . امّا هفته به پايان نرسيده بود كه به دست ابن ملجم ملعون به شهادت رسيد و در نتيجه سپاهيان به كوفه بازگشتند . « 3 » پس از شهادت حضرت على ( ع ) ، امام حسن ( ع ) لشكر بزرگى را براى جنگ با معاويه فراهم كرد . در آن لشگر بزرگانى از جمله ابوايّوب انصارى حضور داشتند « 4 » اما با توطئه و فتنه‌هايى كه شد ، اقدامات حضرت ناتمام ماند و امام مجبور شد تن به صلح دهد و پس از صلح ، حضرت به مدينه بازگشت و ابوايّوب نيز پس از ايشان به مدينه رفت .

تهديد حاكم مدينه

هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 128 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . مناقب ، ج 3 ، ص 225 . ( 4 ) . صلح امام حسن ( ع ) ، شيخ راضى آل ياسين ، ترجمهء سيد على خامنه‌اى ، ص 133 .