كه گرد پيرى بر چهرهاش نشسته بود ، در اين جنگ شركت داشت . هنگامى كه مسلمانان به قسطنطنيه نزديك شدند ، ابوايّوب از دنيا رفت . « 1 »
وصيّت ابوايّوب
ابوايّوب كه عمرى در راه حق شمشير زده بود ، اكنون در بستر بيمارى احساس مىكند كه ديگر وقت انتظار به سر آمده و هنگام ملاقات با پروردگارش فرا رسيده است . از اين رو ، به اطرافيان خود نگاه كرده ، به آنان مىگويد :
پس از مرگ ، بدنم را برداشته ، بر اسبها سوار شويد و تا مىتوانيد در خاك دشمن پيش رويد و آنگاه كه ديگر نتوانستيد جلوتر برويد همانجا بدن مرا به خاك سپاريد . « 2 »
مسلمانان بنا به وصيّت ابوايّوب او را تا كنار ديوار و دژ قسطنطنيه پيش بردند و در همان جا به خاك سپردند . « 3 »
نكتهاى كه در وصيت ابوايّوب به نظر مىرسد اين است : ابوايّوب كه از پيشگامان و پيشتازان در اسلام و بيشتر عمر خود را در جبهههاى جنگ سپرى كرده بود ، به هنگام مرگ وصيت مىكند كه او را در خط مقدم جبهه دفن كنند تا مزارش نيز بر سر مرزهاى نبرد باشد .
وى اينگونه بر خاك جبهه ارزش مىنهد و از باب اينكه شَرَفُ المَكان بالمَكين « 4 » مزار او بعدها مكان مقدسى مىشود كه از آن خير و بركت و نزول باران طلب مىكنند « 5 » و به قبر او متوسل شده ، شفا مىخواهند و حتى مزار مقدس او محل شمشيربندى پادشاهان عثمانى مىشود كه به منزلهء تاجگذارى آنان بوده است . « 6 »
هامش
( 1 ) . الكنى و الالقاب ، ج 1 ، ص 13 - 14 .
( 2 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 295 ؛ اصابه ، ج 1 ، ص 405 ؛ اعيان الشيعه ، ج 6 ، ص 283 .
( 3 ) . اعيان الشيعه ، ج 6 ، ص 283 .
( 4 ) . ارزش هر مكانى به صاحبش است .
( 5 ) . كامل ، ج 3 ، ص 459 .
( 6 ) . ر . ك : همان ، ترجمهء عباس خليلى ، ج 4 ، ص 339 .