تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسوه هاى فرماندهى ( فرماندهان صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
كه عباس عموى پيامبر ( ص ) ابوسفيان را نزد پيامبر اكرم ( ص ) آورد . پيامبر دستور داد كه ابوسفيان را در تنگناى درّه نگه بدارند تا هنگام عبور واحدهاى سپاه اسلام ، مجذوب عظمت و هيبت آنان شود و پس از بازگشت به مكه ، مردم را از قدرت آنها بترساند و از فكر مقاومت باز دارد . « 1 » پيامبر اكرم ( ص ) سپاه خود را آرايش داد و قبائل در حالى كه فرمانده و پرچمدارشان پيشاپيش آنان در حركت بودند ، از تنگه گذشتند . نخست قبيلهء بنى سليم - كه هزار جنگاور داشت - از مقابل ابوسفيان گذشت و يكى از دو پرچم ايشان در دست اسب‌سوار ماهر اسلام ، مقداد بن عمرو بود . « 2 » اين حركت عظيم سپاهيان اسلام ، چنان هراسى در دل فرمانده دشمن افكند كه يك لحظه هم به فكر مقاومت نيفتاد و تسليم شد !

تنگدستى مقداد

روزى حضرت على ( ع ) دينارى را قرض گرفته بود تا براى خانواده‌اش غذايى تهيه كند . در راه به مقداد برخورد كه از شدت گرما آستينش را بر سرش گذاشته بود . حضرت به او فرمود : - در اين وقت چرا بيرون آمده‌اى ، تو را حيران مىبينم ؟ - رهايم كن و از حالم نپرس . - بايد مرا آگاه كنى . - اى ابوالحسن ، بگذار بروم و مشكلم را نپرس . - سزاوار نيست كه بگذارم به روى و بر تو نيز سزاوار نيست مشكل خود را از من پنهان دارى . - از منزل بيرون آمدم و سر به بيابان گذاشتم ، زيرا ديدم كه فرزندانم از گرسنگى مىگريند ، نتوانستم طاقت بياورم .
هامش
( 1 ) . فروغ ابديت ، جعفر سبحانى ، ج 2 ، ص 721 . ( 2 ) . همان . واقدى تعداد واحد و شمار نفرات را به طور دقيق ضبط كرده است . ( ر . ك : مغازى ، ج 2 ، ص 818 - 821 ) .