را به قيمت زيادى فروخت و تمام وجه آن را ميان فقراى مهاجر و انصار قسمت كرد و چيزى با خود به منزل نبرد .
فرداى آن روز ، پيامبر با على ( ع ) ملاقات كرد و فرمود : از پول آن قطيفه امروز ما را مهمان كن . على ( ع ) كه نمىتوانست پيشنهاد رسول اكرم ( ص ) را رد كند ، عرض كرد :
اطاعت مىكنم .
حذيفة مىگويد : من با چهار نفر از اصحاب آن حضرت يعنى سلمان ، ابوذر ، مقداد و عمار به همراه پيامبر ( ص ) وارد منزل على ( ع ) شديم . على ( ع ) پس از خوشآمدگويى به ما نزد همسرش حضرت زهرا ( س ) رفت و از او خواست تا طعامى تهيه كند ، اما متوجه شد كه در وسط اتاق ظرفى پر از طعام است كه بخار از آن بلند مىشود و خانه را معطر كرده است . حضرت آن را براى ما آورد و ما از آن طعام گوارا خورديم ، نه كم آمد نه زياد .
سپس رسول اكرم ( ص ) نزد دخترش فاطمهء زهرا ( ع ) رفت و فرمود : دختر عزيزم اين طعام را از كجا آوردى ؟ فاطمه زهرا ( ع ) عرض كرد : اين طعام از جانب پروردگار رسيده بود ، خدا به هر كس بخواهد روزى بى حساب مىدهد . پيامبر فرمود : سپاس خداى را كه من نمردم تا آنچه را كه زكريا از مريم مشاهده كرد ، از دخترم ديدم « 1 » و آن مائده بهشتى بود . « 2 »
در اين ماجرا ، مقداد به همراه پيامبر ( ص ) به مهمانى على ( ع ) رفت و غذايى خورد كه به راستى جز رسول خدا ( ص ) و آن چند نفر صحابى خاص شايستگى خوردن چنين غذايى را نداشتند .
مقداد در فتح مكه
پيامبر اكرم ( ص ) تصميم داشت كه مكه را بدون مقاومت و خونريزى فتح كند . افزون بر استتار و غافلگيرى ، از عواملى كه در دستيابى به اين هدف كمك شايانى نمود ، اين بود
هامش
( 1 ) . كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيّا اْلمِحْرابَ وَجَدَ عِندَها رِزْقاً قالَ يامَرْيَمُ انَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَمِنْ عِنْدِاللَّهِ انَّ اللَّهَيَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ ( آل عمران ، آيهء 37 ) ؛ هر زمان حضرت زكريا به نزد حضرت مريم وارد مىشد و نزد او غذايى مىديد مىگفت : اى مريم اين غذاها را از كجا آوردى ؟ مريم در پاسخ مىگفت : اينها از جانب خداوند است ، خداوند هر كسى را كه بخواهد بى حساب روزى مىدهد .
( 2 ) . دلائل الامامه ، محمد بن جرير طبرى ( شيعى ) ، ص 51 - 52 .