تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسوه هاى فرماندهى ( فرماندهان صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
شدند و يمامه فتح گرديد .

فرمانرواى كوفه در دوران خلافت عمر

عمر بن خطاب در سال 21 هجرى در نامه‌اى به اهل كوفه نوشت : عمّار را به عنوان فرمانروا به سوى شما فرستادم ، « 1 » و بدين گونه عمّار حاكم كوفه شد . يك سال بعد ، عمر ، عمّار را بر كنار كرد و به جاى او ابو موسى اشعرى را منصوب نمود . سبب بر كنارى عمّار اين بود كه جمعى از كوفيان عملًا به مخالفت با عمّار برخاستند و از او نزد عمر سعايت كردند . « 2 »

طرفدارى از على ( ع )

سه روز از مرگ عمر بن خطاب گذشت . بنا به فرمان وى ، در اين سه روز مىبايست خليفه تعيين گردد . ابوطلحه با پنجاه مرد شمشير به دست آمادهء اجراى فرمان عمر شد . جلسهء شش نفرهء شورا در مسجد تشكيل گشت . مهاجران و انصار آمدند و مسجد آكنده از جمعيّت شد . همه در انتظار سرانجام كار شورا بودند . عبدالرحمن بن عوف ( يكى از اعضاى شورا ) برخاست و چنين گفت : مردم دوست دارند كه اهل شهرها با شناخت خليفهء خود به شهرهايشان بازگردند . سعيد بن زيد به او گفت : عبدالرحمن ، ما تو را شايستهء خلافت مىدانيم . عبدالرحمن گفت : جز اين ، به من پيشنهاد كنيد . عمّار به او گفت : عبدالرحمن ، اگر مىخواهى ميان مسلمانان شكاف ايجاد نشود ، با على ( ع ) بيعت كن . مقداد گفت : عمّار راست مىگويد . ابن ابى سرح ( يكى از بنى اميه ) به عبدالرحمن گفت : عبدالرحمن ، اگر مىخواهى ميان قريش اختلاف نشود با عثمان بيعت كن . عبداللّه بن ربيعه گفت : ابن ابى سرح راست مىگويد . عمّار به ابن ابى سرح گفت : از كى خيرخواه مسلمانان شده‌اى ؟ ! آنگاه خطاب به جمع حاضر گفت : مردم ، خداوند به بركت پيامبر خود ما را گرامى داشت و عزّت بخشيد ، چرا امر خلافت را از خاندان رسول خدا ( ص ) بيرون مىكنيد ؟ ! « 3 » اما سرانجام ، عبدالرحمن با عثمان بيعت كرد .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 139 . ( 2 ) . همان ، ص 163 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 232 - 233 ؛ كامل ، ج 3 ، ص 65 - 74 .