تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسوه هاى فرماندهى ( فرماندهان صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

عمّار در احاديث

احاديث و روايات بسيارى در فضائل عمّار وارد شده است كه به چند نمونه از آنها اشاره مىشود . از امير مؤمنان على ( ع ) روايت شده است : روزى عمّار خواست به محضر رسول خدا ( ص ) شرفياب شود . آن حضرت از درون خانه پرسيد : كيست ؟ عمّار پاسخ داد : عمّار هستم . پيامبر ( ص ) فرمود : « خوش آمدى ، اى پاكيزهء پاك‌شده . » « 1 » همچنين از بُرَيدهء اسلمى نقل شده كه رسول خدا ( ص ) در بارهء عمّار فرمود : خير عمّار فراوان ، نورش تابنده و پاداشش بزرگ است . « 2 » على ( ع ) نيز از پيامبر ( ص ) نقل مىكند كه عمّار پر از ايمان است . « 3 » در روايت ديگرى آمده كه رسول خدا ( ص ) به عمّار فرمود : اى عمّار ، تو از بزرگان فقها هستى . عمّار گفت : اى رسول خد ، از دانش همين برايم بس است كه مىدانم تو فرستادهء خداى جهانيانى و سرور همهء آفريدگانى ، و برادرت على وصىّ و جانشين تو است و او بهترين كسى است كه پس از خود به جا مىگذارى . مىدانم سخن حق ، سخن تو و اوست و فعل حق ، فعل تو و اوست . « 4 » در آن هنگام كه قريش پدر و مادر عمّار را زير شكنجه شهيد كردند ، رسول خدا فرمود : خاندان ياسر ، پايدارى كنيد ! جايگاهتان بهشت است . ( اى قريش ! ) از عمّار چه مىخواهيد ؟ عمّار با حق است و حق با عمّار است ، هر كجا كه باشد . « 5 » احمد مروزى گفته است : عمّارياسر كسى است كه رسول خدا ( ص ) آنگاه كه مشركان او را در آتش انداختند ، فرمود : اى آتش ، بر عمّار سرد و سالم باش ، همان‌گونه كه بر ابراهيم سرد و سالم شدى ! در نتيجهء اين دعا ، صدمه‌اى از آتش به عمّار نرسيد . « 6 »
هامش
( 1 ) . اختيار معرفة الرجال ، شيخ طوسى ، ص 34 ؛ كنز العمال ، ج 16 ، ص 137 ؛ اصابه ، ج 2 ، ص 512 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 52 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 1 ، ص 296 . ( 2 ) . اختيار معرفة الرجال ، ص 31 . ( 3 ) . سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 52 ؛ سير اعلام النبلاء ج 1 ، ص 296 ؛ الغدير ، ج 9 ، ص 24 ؛ وقعهء صفين ، نصر بن مزاحم ، ص 323 . ( 4 ) . بحارالانوار ، ج 22 ، ص 340 . ( 5 ) . معجم رجال الحديث ، ج 12 ، ص 267 . ( 6 ) . يا نارُ كُونى بَرْداً وَ سَلاماً عَلى عَمّارٍ كَما كُنْتِ برداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيْمَ فَلَمْ يُصِبْهُ مِنْها مَكْرُوْهٌ . ( همان ) .
اسوه هاى فرماندهى ( فرماندهان صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 118 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه