حجرهاى براى سوده ، پس از آن عايشه و در امتداد آن ، حجرهاى براى حضرت فاطمه عليها السلام بنا گرديد . مورّخان نوشتهاند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در همان حجرهاى كه وفات يافت ، مدفون شد . بر اساس آنچه كه اهلسنّت روايت كردهاند ، اين حجره ، همان حجرهء عايشه بوده كه حضرت در آن وفات يافت . احتمال ديگر نيز آن است كه رحلت و دفن پيامبر در حجرهاى در ميان حجرهء عايشه و حجرهء حضرت فاطمه عليها السلام بوده كه آن حضرت براى استراحت در آنجا بسر مىبرده و اختصاص به هيچيك از همسرانش نداشته است .
به هر روى ، زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله دفن شد و سپس ابوبكر و عمر را در كنار آن حضرت دفن كردند ، به تدريج ميان بخش متعلق به عايشه و اين قسمت ، پرده ( و سپس در روزگار عمر ديوار كوتاهى ) كشيده شد . اين وضعيت تا زمان توسعهء مسجد در عهد وليد ، به همان شكل باقى بود . در آن زمان كه قسمت شرقى مسجد توسعه يافت ، مرقد مطهر در حالى كه گرد آن يك پنج ضلعى كشيده شد ، داخل در مسجد گرديد . گفتهاند انتخاب پنج ضلعى از آن روى بود كه شبيه كعبه به صورت مربع نباشد . به علاوه كسانى كه در پشت آن به سوى قبله نماز مىخواندهاند ، چون سمت مثلثى آن برابرشان بود ، در واقع ، عملًا رو به قبر بودن ، براى آنان صدق نمىكرد .
گفتنىاست نخستين بار يكى از امراى اسماعيلىِ مصر با نام ابن ابىالهيجاء ، پردهاى راكه سورهء يس روى آن كتابت شده بود ، روى مرقد مطهّر پيامبر صلى الله عليه و آله كشيد « 1 » و از آن زمان به بعد ، پردهاى كه روى آن آيات قرآن نوشته شده بود ، روى مرقد مطهّر كشيده مىشد .
در سال 557 ، در اطراف مرقد مطهّر ، در زير زمين ، به دليل احتمال نفوذ صليبىها - كه بناى حمله و نفوذ از طريق درياى سرخ را داشتند - سُرب ريخته شد تا مانع از دسترسى آنان به قبر پيامبر صلى الله عليه و آله شود . « 2 » پس از آن در سال 668 و 694 توسط برخى از سلاطين مملوكى مقصورههاى چوبى براى حجرهء شريفه ساخته شد .
تا اين زمان ، زائرانِ قبر پيامبر صلى الله عليه و آله در فاصلهء يك و نيم مترى قبر آن حضرت ، در
هامش
( 1 ) . نزهة الناظرين ، ص 182
( 2 ) . نزهة الناظرين ، ص 194