دولت استوار علويان مدينه از قرن چهارم تا ششم
از سال 300 هجرى به بعد ، شمار علويانى كه به طور عادى به امارت مدينه و مكه مىرسيدند ، رو به فزونى گذاشت . سليمان بن محمد ، جعفر بن محمد ، قاسم بن محمد ، محمد بن عبيداللَّه بن طاهر ، مسلم بن احمد ، قاسم بن عبيداللَّه ، از علوى و جعفرى - از نسل عبداللَّه بن جعفر و احيانا عقيل - پشت سر هم بر مدينه حكومت كردند . در ادامه ، بازهم از برخى امراى ترك به عنوان حاكم مدينه ياد شده ؛ اما يكى در ميان و يا حتى بيشتر ، اين علويان بودند كه بر اين شهر حكمرانى مىكردند .
از اخبارى كه در بارهء امراى اين دورهء مدينه و پس از آن در اختيار داريم ، مىتوانيم دريابيم كه تقريباً دولت علويان مدينه ، از اوايل قرن چهارم آغاز شده و همچنان استمرار يافته است ؛ به طورى كه از سال 381 به بعد ، از هيچ غير علوى به عنوان حاكم مدينه ياد نمىشود . گفتنى است كه به احتمال زياد ، به دليل روابط حسنهء ميان علويان مدينه و دولت شيعى آل بويه ، عضدالدوله براى نخستين بار ديوارى در اطراف شهر مدينه كشيده است كه البته بعدها تخريب شد و اميران ديگر آن را بازسازى كردند . « 1 » از فرد ديگرى كه در كشيدن ديوار مدينه ياد شده ، جمالالدين ابومنصور اصفهانى است كه كارهاى خير او در حرمين شريفين ، در تمامى آثار تاريخى قرن ششم به بعد ، منعكس شده است .
در اين دوره ، كه قدرت فاطميان در مصر رو به فزونى بود ، علويان مستقل مدينه ، گاه خود را به عباسيان و گاه به فاطميان منسوب مىكردند و در اين ميان ، مىكوشيدند تا قدرت مستقل خويش را در حجاز استوار كنند . بسيارى از علويان ، بر حرمين و در مواردى بر مدينه يا مكه حكومت مىكردند . قدرت و نفوذ علويان به صورتى كاملا استوار تا پايان دولت فاطميان ادامه داشت . در اين اواخر ، به تدريج امارت مدينه در اختيار خاندان خاصى قرار گرفت كه نسل آنان به امام حسين عليه السلام منتهى مىشد و امارت
هامش
( 1 ) . نك : نزهةالناظرين ، ص 198