اين زمان ، شريف مكه « 1 » شخصى به نام بركات بن محمد بود كه فرزندش را با كليد كعبه به ديدار سلطان فرستاد . از اين زمان ، كمكم مدينه نيز زير سلطهء شريف مكه درآمد و او به تدريج بر تمامى حجاز حكومت مىكرد . در مقام به رسميت شناختن سلطهء عثمانى بر حرمين ، سلاطين عثمانى ، همه ساله مبالغ زيادى پول ميان علويان و ديگر مردمان اين دو شهر توزيع مىكردند . به علاوه ، تلاشهاى زيادى در اصلاح و بهبود وضعيت عمرانى دو شهر به ويژه اماكن مقدسهء آنها انجام دادند .
گفتنى است شرفاى مكه از نسل امام حسن عليه السلام بودند . در كنار شرفا و امرا ، شيخ حرم نيز يك مقام رسمى بود كه به طور مستقيم از سوى استانبول به اين مقام منصوب مىشد . به تدريج از اواسط قرن يازدهم هجرى ، سلاطين عثمانى تلاش كردند تا امارت مدينه را نيز از علويان بگيرند و به دست شيخ حرم بسپارند . با اين حال ، طى اين مدت ، هنوز علويانِ حسنى در مدينه قدرت داشتند و بخشى از ادارهء سياسى اين شهر در اختيار آنها بود . در كنار آن ، شهر مكه ، همچنان در اختيار شرفا ؛ يعنى سادات حسينى بود كه بر تمامى حجاز حكمرانى داشتند و البته وابسته به دولت عثمانى بودند .
آنچه قابل يادآورى است اين است كه علويان حاكم در اين دو شهر ، گاه بر تسنن و گاه بر تشيع خود تأكيد داشتند . اين نيز ممكن بود كه برخى از خاندانهاى علوى به تشيع و برخى به تسنن گرايش داشتند . به هر روى ، به دليل وابستگى به دولت عثمانى ، و وجود اكثريت سنى شهر و نيز حُجّاج ساير كشورها ، حتى كسانى كه شيعه بودند ، در بسيارى از موارد مجبور به تقيّه بودند . در تمام دورهء صفوى ، شمار زيادى از علماى شيعهء عرب و ايرانى در مدينه و مكه زندگى مىكردند .
گفتنى است كه بخشى از قبايل ساكن در مدينه و به ويژه اطراف آن ، شيعهء امامى بودند ؛ از آن جمله طايفهء حَرْب است كه تاكنون نيز برخى از طوايف آن در روستاهاى اطراف مدينه ، بر همين مذهب هستند . همچنين طوايف مختلفى كه در جنوب مدينه
هامش
( 1 ) - اصطلاح « شريف » مربوط به علويان حاكم در اين شهر است .