كه در دورهء خلافت مأمون ، مدت بسيار كوتاهى بر اين شهر فرمانروايى كردند .
در تمام اين مدت ، علويان بهعنوان بخشى از ساكنان اين شهر كه شمارشان رو به فزونى بود ، نفوذ زيادىداشتند . اكنون و به تدريج آنان بهدو خاندان حسنى وحسينى تقسيم مىشدند .
از دوران واثق عباسى به بعد ، به تدريج با قدرت يافتن اميران ترك ، شهر مدينه به آرامى از دست عباسيان درآمد و توسط اميران ترك اداره مىشد . بغاى كبير در سال 230 و اندكى بعد ، صالح عباسى تركى ادارهء اين شهر را عهدهدار بودند . در عين حال ، هنوز به صورت سنتى ، شهر به قريشىها و ترجيحا به عباسيان واگذار مىشد . در سال 251 و 252 يكى از علويان در مكه و سپس مدينه شوريد كه كارهاى زشت او اسباب شرمندگى علويان شد . وى در سال 252 در طاعون درگذشت . در سال 255 دو علوى ديگر در اين شهر قيام كردند كه به سرعت توسط عوامل عباسى كشته شدند . قاتل آنها ابوالساج ديوداد بن ديودست بود كه بعدها از نسل او سلسلهاى در آذربايجان پديد آمد . از ديگر علويان ناراضى ، يكى هم محمد بن حسن حسنى بود كه در سال 271 بر مدينه چيره شد و منابع ، از لاابالىگرى او سخن گفتهاند .
اين شورشها و قيامها ، فراوان رخ داد ، برخى به آرامى و برخى با قتل و زندانى شدن رهبر علوى ، خاتمه مىيافت . روشن بود كه علويان دست بردار نبودند ؛ از جمله حسن از نوادگان امام موسى كاظم در سال 271 مدتى بر شهر مدينه غلبه كرد . اين سال ، سال شورشهاى متوالى علويان در مدينه و تسلط آنها بر شهر بود .
به طورى كه نام بيش از پنج نفر آنها در كتاب « مقاتل الطالبيين » ابوالفرج اصفهانى آمده است . شگفت آن كه ابىالساج برخى از علويان را به نيابت از خود بر امارت شهر مدينه گمارد .
گفتنى است كه فرزندان امام مجتبى عليه السلام كه سادات حسنى بودند و به طور عمده از نسل حسن مثنى ، موقوفات اميرمؤمنان عليه السلام را در مدينه و اطراف آن در اختيار داشتند .
بخشى از اين موقوفات در ينبع و نواحى خارج از مدينه بود . در حال حاضر ، مقبرهاى در
آثار اسلامى مكه و مدينه ( فارسي ) — صفحة 192
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص١٩٢