5 . دوره تقليد از ائمه چهارگانه ( از سده سوم تا چهاردهم هجرى ) ؛
6 . دوره نهضت جديد فقهى و حقوقى و افتتاح باب اجتهاد . « 1 »
فقه اهلسنت ، در واقع با دوره چهارم ، يعنى ظهور ائمه اربعه و تأسيس مذاهب فقهى به كمال مىرسد ؛ زيرا دورههاى پيشين مقدمات اين دوره را فراهم و راه را براى تأسيس اين مذاهب هموار كردند . گردآورى قرآن كريم در زمان خليفه سوم ، گردآورى احاديث نبوى از سده دوم ، ظهور و بروز باورهاى گوناگون ، آشنايى مسلمانان با فرهنگهاى ديگر ، پيدايش مكاتب كلامى ، توسعه حكومت و پيامد آن و گسترش نيازهاى حقوقى ، از علل پيدايش اين مذاهب فقهىاند . « 2 »
پس از اين دوره ، فقه سنّى پويايى خود را از دست داد و از سده چهارم تا سيزدهم هجرى تنها به شرح ، تفسير و تحشيه آثار آنان توجه شد . فقهاى هريك از اين مذاهب ، تقريباً هيچ نكته جديدى بر دستاوردهاى آنان نيفزودند . از اينرو اجتهاد در فقه اهلسنت به تقليد از اين چهار نفر تبديل شد .
گرچه انحصار اجتهاد به اين چهار نفر ، فاقد هرگونه استدلال عقلى و نقلى بود ، ولى بىترديد بهتدريج با انگيزههاى سياسى و فعاليتهاى حكام ، اجماعى در تقليد از اين چهار تن پيدا شد كه شكستن آن كار آسانى نبود . « 3 » اما از حدود سده سيزدهم هجرى كه تحولاتى چشمگير در جهان اسلام رخ داد ، ضرورت بازنگرى در احكام فقهى با توجه به شرايط زمانى و دگرگونىهاى ژرف و گسترده در زندگى و روابط اجتماعى ، برخى از فقهاى اهلسنت را بر آن داشت تا نسبت به ضرورت پيروى از آراى ائمه چهارگانه ترديد كنند . بهتدريج فقهاى اهلسنت دريافتند هيچ دليل عقلى و نقلى متقن و معتبرى بر تقليد از آنها وجود ندارد و آنان نيز مىتوانند بسان فقهاى چهارگانه در مسائل اجتهاد كنند . توجه به آراى فقهاى شيعه و اعلام جواز تبعيت از آراى فقهاى شيعى ، مانند فقهاى چهارگانه ، از سوى مفتى بزرگ مصر ، شيخ محمود شلتوت ، گام مهمى در اين زمينه بود .
هامش
( 1 ) . محمد خضرىبيك ، تاريخ التشريع الاسلامى ، ص 5 .
( 2 ) . ابوالفضل عزتى ، پيدايش و گسترش و ادوار حقوق اسلامى ، ص 51 .
( 3 ) . همان ، ص 83 - 71 .