در صورتى كه حال عمومى بيمار پس از بروز آبله سخت گرديد ، در اين صورت از نوع آبله خطرناك است .
آبلههايى كه دانههاى سفيد درشت داشته باشند ، نوعى از آن بدخيم و كشنده است و آن نوعى است كه دانهها بههم پيوسته و پهن شده باشد ؛ به قسمى كه تعدادى از آنها بهصورت يك پارچه درآمده و موضع بزرگى از بدن را بگيرد و شبيه دايرههاى نسبتاً بزرگى به نظر مىرسد كه در رنگ به مانند پيه هستند .
هرگاه پس از ظهور آبله ، تب بيمار زياد شد آن هم از نوع آبله بدخيم است ، ولى اگر تب بيمار به كمى گرايد از نوع بى خطر است .
آبله مضاعف دلالت بر زيادى ماده مرضى است كه اگر از نوع بىخطر باشد هلاكت كمتر است و اگر از نوع مهلك باشد ، به هلاكت نزديك تر است .
سالمترين نوع سرخكها سرخكى است كه سرخى آن زياد نباشد ، ولى نوع تيره رنگ آن بدخيم است . سرخكهايى كه به رنگ سبز و بنفش باشند از نوع مهلكاند . اگر آبله و سرخك پس از بروز يكباره و ناگهان به داخل فرو ريزند و توليد ناراحتى شديد و غش و تب كنند ، دنباله آن غش مهلك بهسرعت دست خواهد داد ؛ مگر آنكه دانهها دوباره بيرون بزنند ( ظاهر شوند ) . . . .
اگر آبله و سرخك گاهى ظاهر و زمانى دير بيرون بزنند و ناراحتى و هذيان نيز با بيمار همراه بوده - به هر رنگ كه باشند - كشنده هستند و اين حالت كمتر در آبلههاى سفيد نضج يافته ، كه زود به آب افتاده است ، پيش مىآيد .
از انواع آبله كشنده آن است كه در دنباله آن هيجانى در بيمار پيدا شده و وى در ساق پا ، دست و بعضى اعضاى ديگر احساس درد شديدى كند يا رنگ آبله به سبزى و سياهى گرايد و توانايى بيمار كم شود و سردى و ضعف بدن با زيادى درد و تغيير رنگ عضو همراه باشد ؛ ولى اگر نيروى بيمار فزونى يافت وى بهبود مىيابد ، اما آن عضو متعفن شود .
اگر آن عضو را در ابتداى ظهور درد بشكافى ، در صورتى كه بيمار قوى باشد ، البته سودمند است و با اين عمل از تعفن عضو جلوگيرى مىشود . پس در چنين حال نبايد چيز سردى نزديك آن عضو قرار دهى ، بلكه يا بايد آن عضو را بشكافند يا در آب گرم گذارند و اين در صورتى است كه مىبينى حال بيمار در دنباله آن عمل بهتر شده است .
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 290
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٢٩٠