مثال دوم : وجود آتش عنصرى زيادتر از حد طبيعى در يك فرد ، باعث فعاليت سريع و زياد و عصبى شدن مىشود .
مثال سوم : افزايش غيرطبيعى آتش عنصرى در يك فرد ، مىتواند با كاهش رطوبت مغز او ، سبب بروز بىخوابى در وى شود .
مثال چهارم : افزايش آب عنصرى در اسفنكتر تحتانى مرى مىتواند با كاهش تونوسيتة آن عضله باعث شل شدن و انقباض ناكارآمد اين عضله و بيمارى ريفلاكس معده به مرى « 1 » شود .
نمونه بيمار : دختر هفت ساله با سابقه بازگشت مثانه به كليه « 2 » با عدم پاسخ به درمانهاى رايج و عفونت كليه مقاوم به آنتى بيوتيك مراجعه كرد كه با تشخيص افزايش رطوبت
UVJ
تحت درمان با سير خوراكى و كاهش مصرف ميوه و لبنيات قرار گرفت و پس از يك ماه بهبودى حاصل شد .
دو . مزاجها ( امزجه )
مزاج در لغت به معنى درهم آميختن است و در طب سنتى ايران به مفهوم كيفيت يكسان و جديدى است كه در نتيجه آميختن اركان با يكديگر و فعل و انفعال آنها بهوجود مىآيد . از ديدگاه طب سنتى هر جسمِ مركبى از تركيب هر چهار ركن تشكيل شده و آنچه اين اجسام را از هم متفاوت مىكند اختلاف مقدار اين عناصر در آنهاست ؛ به عبارت ديگر ، مقدار و نسبت هر كدام از اين اركان تعيين كننده خواص جسم خواهد بود . در جهان بىنهايت مزاج وجود دارد ؛ چون نسبت آميختن عناصر چهارگانه با هم متفاوت است . به همين علت است كه هيچ دو شخصى يكسان نيستند و بنابراين درمان يك بيمارى در دو فرد يكسان نيست .
مزاجها به نُه مزاج اصلى ( ذاتى ) تقسيم مىشوند . كه ممكن است از شرايط محيطى و خاص مثل فصل ، سن ، جنسيت و مكان زندگى تأثير بپذيرند ( مزاج اكتسابى ) . اگر مقدار آب ، خاك ، هوا و آتش عنصرى در بدن انسان تناسب داشته باشد مزاج معتدل ايجاد مىشود و اگر يك يا دو ركن كم يا زياد شوند مزاجهاى ديگر پديد مىآيند ( جدول 2 ) . در اين صورت ، مزاج غيرمعتدل است كه آن هم به دو دسته مفرد و مركب تقسيم مىشود و هر كدام از آنها هم
هامش
( 1 ). Gastroeso phageal Reflux .( 2 ). Vesicorenal Reflux ; Grade IV .