بايد دقت شود كه استفاده از كلمات خاك ، آب ، هوا و آتش براى نزديك سازى به ذهن است و منظور از خاك عنصرى ، خاك متعارف نيست ؛ زيرا خاك ظاهرى ، خود داراى تركيبات متفاوت است و به مواد گوناگونى مثل آهن ، روى و مس تجزيه مىشود . استفاده از اين كلمات به دليل مشابهتى است كه بين بعضى از خصوصيات اين مواد با سمبلها يا نمادهاى مورد نظر حكمت قديم وجود دارد . عناصر اربعه را نمىتوان بهصورت مجزا در طبيعت پيدا كرد ؛ بلكه عناصر در تركيب مواد مركب وجود دارند و بدن آدمى نيز از اين عناصر تشكيل شده است و مثلًا زمانى كه مىگوييم سردى و ترى بدن افزايش پيدا كرده است ، بدينمعناست كه آب عنصرى بدن زياد شده است .
نمايش تصوير
جدول 1 : كيفيتهاى اوليه چهار ركن تشكيل دهنده جهان مادى و بدن انسان
وظايف اركان چهارگانه
خاك عنصرى : وظيفه آن ايجاد پايدارى و شكلدهى و حفظ اشكال است .
آب عنصرى : وظيفه آن ايجاد توانايى شكلپذيرى و قابليت انعطاف در اجسام است ، بهطورى كه اگر اين عنصر در جسمى بيشتر باشد ، حالت سياليت بيشترى پيدا مىكند .
هوا عنصرى : شكلپذيرى و سياليت بيشتر و سريعترى دارد و وظيفه آن ايجاد تخلخل و فاصله بين ذرات اجسام و افزايش لطافت و سبكى است .
آتش عنصرى : وظيفه آن ايجاد لطافت ، نضج ، سبكى و كاهش شدت سردى است . بنابراين موجودى كه آتش عنصرى آن زياد است ، حركت آن بيشتر است . « 1 »
مثال اول : در چدن ، خاك عنصرى بيشتر است و كيفيت خشكى آن نيز بيشتر است و در نتيجه محكم اما شكننده است ولى در فولاد هواى عنصرى زيادتر است و در نتيجه قابليت انعطاف آن بيشتر است . بدينترتيب با تغيير در مقدار اركان چهارگانه مىتوان به مواد جديد با خاصيتهاى جديد دست يافت .
هامش
( 1 ) . دو عنصر سنگين ( خاك و آب ) در به وجود آمدن اعضا و سكون آنها نقش بيشترى دارند درحالىكه دو عنصر سبك ( آتش و هوا ) در به وجود آمدن ارواح و حركت آنها و همچنين حركت اعضا نقش مهمترى دارند .