« حكيم » مىگفتند . ارتباط علوم با يكديگر و سير مطالعاتى دانشجويان ، به نحوى بود كه معمولًا متخصص هر فن و دانش از ساير علوم زمان خود در حد كافى اطلاع داشت و با جهانبينى كامل و قوى در حيطه تخصص خود به تعليم و تعلم مىپرداخته است . موضوع حكمت « وجود » است و « وجود » خود به دو نوع « وجود با ماده » كه به آن محسوسات مىگويند و « وجود بدون ماده » كه به آن « مجردات » مىگويند ، تقسيم مىشود . همچنين مجموعه علوم يا حكمت به دو دسته كلى حكمت نظرى و عملى طبقهبندى مىشود . در حكمت نظرى به وجود ، چه مادى ( علم طبيعات ) و چه غيرمادى ( علم مابعدالطبيعه ) ، پرداخته و در حكمت علمى به روابط بين موجودات توجه مىشود .
الف ) حكمت نظرى كه در سه سطح به بررسى وجود يا هستى مىپردازد :
1 . علوم طبيعى : كه به بررسى ماده از لحاظ تغييرات مىپردازد . شامل علوم شيمى ( كيميا ) ، فيزيك ، هواشناسى ، كشاورزى ( فلاحت ) و . . . است . حال اگر در حيطه علوم طبيعى اين تغييرات را بر جسم حيوان بررسى كنيم ، علم حيوانات ( جانورشناسى ) و اگر بر جسم گياه بررسى كنيم ، علم نباتات ( گياهشناسى ) نام مىگيرد و علمى كه به تغييرات در بدن انسان مىپردازد ، « علم طب » ناميده مىشود .
2 . علوم رياضى : كه جسم را در حالت ثبات بررسى مىكنند ؛ شامل :
علم حساب : بررسى جسم از نظر تعداد .
علم هندسه : بررسى جسم از نظر شكل و ظاهر .
علم نجوم ( ستارهشناسى ) : بررسى وضعيت جسم در كائنات .
علم موسيقى : بررسى جسم از نظر اوزان ، نظم و ترتيب .
3 . علوم مابعدالطبيعه ( فلسفه يا متافيزيك ) : كه در آن در مورد حقايق اشيا و مجردات بحث مىشود .
ب ) حكمت عملى يعنى آنچه انسان در عمل با آن سروكار دارد ، شامل :
1 . اخلاق ( فردى و اجتماعى )
2 . تدبير منزل ( رسيدگى به امور شخصى و خانوادگى )
3 . تدبير مُدُن يا سياست ( اداره شهر و كشور )
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 184
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٨٤