قرآن ، پرستش خداى يگانه را جايگزين همه الهههاى زمينى نمود و بدينترتيب جهاننگرى انسانها از ماديت به معنويت ، از محدوديت به بىنهايت و از زندگى روزمره و بدون پشتوانه به حيات هدفمند و جاودانه تغيير يافت . خدايى كه يكتا ، يگانه ، احد ، واحد ، فرد و صمد است ، نه مىزايد و نه زاده مىشود ؛ حى قيوم و مهيمن و عزيز و جبار و رحمان و رحيم است و از رگ گردن به انسان نزديكتر ؛ يگانهاى كه جهان را بر پايه جمال و محبت و عشق به بندگانش آفريد بدينسان ، اسلام در حوزههاى مختلفى چون صفات ذات ، صفات فعل ، چگونگى آفرينش ، چگونگى تقدير و اراده ، هدف بعثت و رسالت و نيز هدف آفرينش و حيات ، اصول نابى بهدست داد و نگاه بشر را نسبت به جهان و كائنات ديگرگون كرد و در حركتى عظيم و منسجم نهادهاى شناختى ويژهاى را با تكيه بر علم و عقل بنا نهاد . اولين ثمره اين تفكر نوين و نگرش مثبت به جهان اين بود كه انسان در سايه توجه به خداى يكتا و تعاليم او به خود آمد و شخصيت الاهى و بُعد معنوىاش را بازيافت : « يا أَيهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ » ، « 1 » « لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ » ، « 2 » « وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ » ، « 3 » « وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » ، « 4 » « وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ » « 5 »
سرانجام هنگامى كه اين بينش توحيدى ، با ايمان به روز رستاخيز گره خورد ، اهل ايمان را به تكاپو وامىدارد تا سمت و سوى حيات خويش را تغيير دهند .
ب ) عقل ، نور و نعمت الاهى
يكى از حقايقى كه در چارچوب جهاننگرى توحيدى اسلام اهميتى بسزا دارد ، اهتمام به عقل و خردورزى و دورانديشى و پرهيز از خرافهگويى و خرافهگرايى است .
اينكه ماهيت و حقيقت عقل چيست ، بحثى فلسفى و عرفانى مىطلبد كه از مجال ما بيرون است ، اما بىگمان صادقانهترين دعوت در طول تاريخ بشرى دعوت به ايمان مبتنى بر
هامش
( 1 ) . انشقاق ( 84 ) : 6 .
( 2 ) . تين ( 95 ) : 4 .
( 3 ) . اسراء ( 17 ) : 70 .
( 4 ) . ص ( 38 ) : 72 .
( 5 ) . بقره ( 2 ) : 31 .