تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
تمدن مجموعهء منظمى از كردارها و روش‌هاى اكتسابى خاص هر جامعه است ، مىتوان آن را با جامعه ، همواره قرين دانست . اما درعين‌حال هر يك از آنها پديده‌اى خاص و از هم جدايند . به‌واقع آنچه اين دو عنصر را به‌هم پيوند مىدهد ، فرد است كه از سويى جامعه را تشكيل مىدهد و از ديگر سو با رفتار و آداب خود ، تمدن را در جامعه بنيان مىنهد . بدين‌رو ، هر فرد به‌تنهايى نمىتواند مبين همهء جلوه‌هاى تمدن خود باشد ، ولى گروه متشكلى از افراد كه جامعه را پديد مىآورند ، معرف تمدن خود هستند . « 1 » هر تمدن را ظاهر و باطنى است . ظاهر تمدن ، همان ثروت ، قدرت ، صنعت ، تجارت ، قوانين و عادات و رسوم اجتماعى و علم و ادب است اما باطن و حقيقت آن كه حاصل واكاوى اوضاع اجتماعى است ، خوبى و بدى و يا خوشبختى و بدبختى كسانى است كه در پرتو آن تمدن زندگى مىكنند . « 2 » در مجموع مىتوان تمدن و فرهنگ را اين‌گونه تعريف كرد : تمدن ، برقرارى نظم اجتماعى به‌منظور همكارى و تعاون ميان انسان‌ها براى پذيرش يك فرهنگ است كه از آن خلاقيت فرهنگى حاصل مىگردد . فرهنگ نيز مجموعه‌اى از دستاوردهاى مادى و معنوى آدمى است كه با تلاش مشترك فكرى و عملى در طول تاريخ به‌دست آمده و چون ميراثى براى نسل‌هاى آينده باقى مانده است .

ويژگىهاى تمدن اسلامى

بىگمان فرهنگ و تمدن اسلامى ، برگرفته از آموزه‌هاى قرآنى و تعاليم و رهنمودهاى پيامبراعظم ( ص ) است كه اينك به مهم‌ترين آنها مىپردازيم .

الف ) جهان‌نگرى توحيدى

اساسىترين ويژگى فرهنگ و تمدن اسلامى ، جهان‌بينى ويژه آن است . درحالىكه غبار تحريف بر معارف راستين موساى كليم و عيساى مسيح نشسته بود ، نداى دعوت توحيدى
هامش
( 1 ) . بنگريد به : ناصرالدين شاه‌حسينى ، تمدن و فرهنگ ايران از آغاز تا دوره پهلوى ، ص 6 - 1 . ( 2 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ج 2 ، ص 218 .