زنجبيل « 1 »
نمايش تصوير
ريشهگياهى است كه آن را مىخشكانند . يكى از انواع زنجفيل را « زنجبيلالكلاب » ( / زنجبيل سگان ) گويند كه مردم طبرستان آن « فلفلك » خوانند . فلفلك در آبگيرها و سرچشمههاى كمآب و آبهاى كندجريان مىرويد . اين گياه ، ساقهء گرهدار و پايا دارد كه به بلندى زانو مىرسد . شاخ و برگ آن به شاخ و برگ نعناع و در تندمزگى به فلفل مىماند ، ولى از نعناع بزرگتر و سفيدتر و نرمتر است . ميوهاش ريز و از شاخههاى باريك سر بر مىزند و به طور متراكم و خوشهمانند ، برهم آمدهاند . « 2 »
نمايش تصوير
ابوريحان مىگويد : نوعى از آن را به هندى « ادرك » گويند و « ادرك خشك » را نيز « سندهى » و به پارسى « شنگوير » و « شنكيل » و « زنكبير » نامند . و گياه زنجبيل در عمان رويد . نزد داروسازان ، زنجبيل بر دو نوع است : يكى هندى است ديگرى نيز « زنجى » . از انواع ديگر آن نيز زنجبيل چينى است كه در كاشغروختن رويد . « 3 » زنجبيل گياهى است چند ساله ، داراى ريشه « 4 » غدهاى با برجستگىهاى فراوان و منشعب ساقههاى اين گياه از برگهاى دراز نوكتيز و غلافدار تشكيل مىشود كه به تناوب روى ساقه قرار مىگيرند . رنگ برگها زرد كمرنگ و براق است . ساقهء گلدار زنجبيل كوتاهتر از ساقه برگدار آن است . در انتهاى ساقهء گلدار ، مجموعهاى از گلهاى زيبا بهصورت سنبله دوكىشكل قرار دارد . ميوه اين گياه كپسولى و داراى دانههاى كوچك با پوشش كاذب تيرهرنگ و بوى مطبوع است . « 5 »
خواص درمانى : زنجبيل نرمكننده ، بادشكن و گرمىبخشى قوى است . اگر زنجبيل را با عسل ، مربا سازند ، عسل قسمتى از رطوبت را مىگيرد و خشكتر مىشود . اين گياه بر هوش
هامش
( 1 ). Zingiber Officnale .( 2 ) . ابوعلى سينا ، قانون در طب ، كتاب دوم ، ص 133 .
( 3 ) . ابوريحان بيرونى ، صيدنه ، ج 1 ، ص 347 .
( 4 ). Rhizum .( 5 ) . مسعود كاولى حقيقى ، « زنجبيل » ، فصلنامه گياهان دارويى ، ش 1 ، ص 20 .