برده بلكه اسامى مرسوم در نواحى مختلف را با همان لهجههاى محلى رايج عصر خود « 1 » ذكر كرده و نامهاى هندى و سغدى را نيز گردآورده است .
اگر به فزونىيافتن فهرست گياهان دارويى در زمان بيرونى توجه شود ، آن هنگام اهميت و ارزش كار اين دانشمند در ثبت نامهاى محلى گياهان دارويى آشكار خواهد شد . « 2 »
ابوجعفر احمدبن محمد غافقى : وى از دانشمندان گياهشناس و پزشكان پرتلاش و باتجربهء آندلس است . او براى شناخت دقيق گياهان ، با سفر به سراسر آندلس نمونههايى از گياهان را تهيه نمود و سپس به شمال آفريقا رفت و تمام آن مناطق را از كوه و دشت زير پا نهاد و انواعگياهان و نباتات را شناسايى كرد و در ادامهء اين تحقيقات ، كتاب جامع الْادوية المفرده راتأليف نمود .
اين كتاب مورد استفادهء ابنبيطار ، گياهشناس و داروساز معروف آندلس قرار گرفت و اساس كار او گرديد . بعدها اين اثر بهدست ماكس ميرهوف « 3 » و جورجى صبحى « 4 » تصحيح و به زبان انگليسى ترجمه شد و در سال 1932 نيز در قاهره به چاپ رسيد . وى به سال 1165 ميلادى وفات يافت . « 5 »
ابن سبعين : « 6 » وى فيلسوف ، طبيب و گياهشناس آندلسى و از اهالى شهر مرسيه « 7 » است . او اولين كسى است كه با دقت بسيار ، گياهان را با ويژگىهاى زير طبقهبندى كرد :
1 . اختلاف ميان نر و مادهء درختان ( ازقبيل نخل و انجير ) ؛
2 . نباتات و درختانى كه با كشت تخم پديد مىآيند ؛
3 . گياهان و درختانى كه با قطع كردن و كاشتن ساقهها دوباره رشد مىكنند ؛
4 . نباتات و درختان خودرو .
هامش
( 1 ) مانند لهجههاى بلخى ، بخارايى ، گرگانى ، خوارزمى ، سيستانى ، بخارستانى و زابلى .
( 2 ) . احمد قهرمان ، تطبيق نامهاى كهن گياهان دارويى با نامهاى علمى ، ج 1 ، ص 6 .
( 3 ). Max Meyerhof .( 4 ). Jurji Subhi .( 5 ) . نورالدين آلعلى ، اسلام در غرب ، ص 337 .
( 6 ). Ibn Sabins .( 7 ). Murcin .