خوارزمشاهى است و آثار ديگر او خفى علايى و يادگار در دانش پزشكى و داروشناسى است . كتاب يادگار وى داراى مطالبى سودمند در درمان بيمارىهاى گوناگون است . اين كتاب به زبان تركى ترجمه شده و نسخههاى فراوانى از آن در كتابخانههاى مهم تركيه موجود است .
او درباره استفاده از دارو مىنويسد : « بسيار خوردن دارو عادتى پسنديده نيست و به هر وقت از بهر هر فضله كه حاصل گردد ، دارو نتوان خورد . » پس بهتر آن است كه غذا كمتر و سبكتر خورند و از امتلا ( پرخورى ) بپرهيزند . او همچنين مىگويد : « ببايد دانست كه پس از رنج و غم و از پس خشم و از پس شادى بزرگ و از پس بىخوابى ، دارو نشايد خورد . »
وى در تعريف اعضاى بدن نيز مىنويسد : « ببايد دانست كه معده بر شكل كدوست از ليف بافته ، ليفهاى آن از پى است كه به تازى عصب گويند و اندر زير زانو رگى است كه آن را مابض خوانند . گشادن آن درد احشا را و درد پشت و بواسير را سود دارد . »
حال به روش وى در درمان برخى از بيمارىها مىپردازيم .
درمان آبله و حصبه
آبله و حصبه از يك جنس است و سبب بروز آن جوشيدن است ، اما با اين تفاوت كه ماده آبله بسيار تر است ، ولى ماده حصبه اندكى تر بوده و ميل به خشكى دارد و بدين جهت بثرههاى « 1 » حصبه كوچكتر و از پوستْ برخاسته نيست و البته خطرناكتر است . تب آبله با درد پشت و سر و سنگينى و كوفتگى همهء اندامها همراه است و چشمها نيز سرخ شود و اغلب گرفتگى صدا بهوجود آيد . اگر نشانههاى آبله بر روى پوست ، سپيد و زرد و پراكنده باشد ، بىخطر است ؛ بهويژه آنكه زود بيرون آيد و زود برود . اما چنانچه بر پهلوها و بر سينه و شكم دانههاى بسيار ظاهرگردد و دير بيرون آيد و دير پخته شود و يا درهم پيوسته باشد ، پرخطر خواهد بود . اگر نخست آبله برآيد و بعد تب عارض گردد ، خطرناك است و اگر آبله برآيد و تب بگسارد ، چندان خوب نيست . هرگاه در شهر ، بسيارى به آبله مبتلا شدند ، ديگران را بايد فصد و يا حجامت كرد . آنها بايد از گوشت و شيرينى پرهيز و آب ميوه ميل كنند . براى مبتلايان به آبله بايد هواى خانه را معتدل داشت و به
هامش
( 1 ) . بيرونزدگىهاى روى پوست را بثره گويند .