تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
عن حمّاد بن عيسى ، عن ربعيّ بن عبد اللّه ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : إذا مات الرّجل فسيفه و خاتمه و مصحفه و كتبه و رحله و راحلته و كسوته لأكبر ولده ، فإن كان الأكبر ابنة فللأكبر من الذكور . باب ميراث الولد ( 3925 ) 3 - عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن ابن أبي عمير ، و محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن ابن أبي عمير ، عن جميل بن درّاج ، عن سلمة بن محرز قال : قلت لأبي عبد اللّه عليه السّلام : إنّ رجلا أرمانيّا مات و أوصى إليّ . فقال لي : و ما الأرمانيّ ؟ قلت : نبطيّ من أنباط الجبال . مات و أوصى إليّ بتركته و ترك ابنته . قال : فقال لي : أعطها النصف . قال : فأخبرت زرارة بذلك . فقال لي : اتّقاك ، إنّما المال لها . قال : فدخلت عليه بعد فقلت :
شرح
شمشير و انگشترى امضا و قرآن و دفاتر و مركب سوارى او با زين و برگش به اضافهء لباسهاى او به بزرگترين فرزند او خواهد رسيد ، و اگر بزرگترين فرزند او دختر باشد به بزرگترين پسر او تعلق خواهد گرفت . توجه : به حديث شمارهء 1647 مراجعه شود .

ميراث پسران و دختران

* ( 3925 ) * 3 - به ابو عبد اللّه صادق ( ع ) گفتم : يك نفر أرمانى مرحوم شد و اجراى وصيت خود را به من محول نمود - ابو عبد اللّه گفت : أرمانى كيست ؟ من گفتم : از نژاد نبط كه در كوهستان به كشاورزى مىگذرانند - به من وصيت كرده و تنها يك دختر از او باقى است ، تكليف من چه خواهد بود ؟ ابو عبد اللّه گفت : نصف اموال را به دخترش تسليم كن . من در مراجعت به كوفه فتواى ابو عبد اللّه را براى زراره نقل كردم ، زراره گفت : ابو عبد اللّه از تو تقيه كرده است ؛ به فتواى اهل بيت ، همهء اموال آن مرد از آن دختر اوست . من سال ديگر به خدمت ابو عبد اللّه رسيدم و گفتم : خداوند كار شما را اصلاح كند ، فقهاى ما تصور مىكنند كه شما از من تقيه كرده‌ايد . ابو عبد اللّه گفت : نه به خدا از تو تقيه نكردم ، بلكه