[ النساء : 23 ] » فقال عليّ عليه السّلام : إنّ هذه مستثناة و هذه مرسلة « و أمّهات نسائكم » فقال أبو عبد اللّه عليه السّلام للرّجل : أما تسمع ما يروي هذا عن عليّ عليه السّلام .
فلمّا قمت ندمت و قلت : أيّ شيء صنعت ؟ يقول هو : قد فعله رجل منّا فلم نربه بأسا و أقول أنا : قضى عليّ عليه السّلام فيها . فلقيته بعد ذلك فقلت : جعلت فداك مسألة الرّجل إنّما كان الّذي قلت « يقول » كان زلّة منّي فما تقول فيها ؟ فقال : يا شيخ تخبرني أنّ عليّا عليه السّلام قضى بها و تسألني ما تقول فيها .
شرح
شما به سر مىبرند بر شما تحريم شدهاند ، درصورتىكه با مادرانشان زفاف و عروسى كرده باشيد ؛ و اگر با مادرانشان زفاف و عروسى نكرده باشيد ، ازدواج با دخترانشان گناهى نخواهد داشت » . و على ( ع ) به او گفت :
پيشزاده ، استثنا دارد ، ولى « مادر زن » به حال ارسال و اطلاق باقى است .
ابو عبد الله صادق به آن مرد گفت : نشنيدى كه اين مرد ، از قضاوت على بن ابى طالب چه مىگويد ؟ من برخاستم و رفتم و بعدا پشيمان گشته با خود گفتم : اين چه كارى بود كه من كردم ؟ امام ابو عبد الله صادق مىگويد :
« مردى از بنى هاشم در همين شرائط با مادر زن خود ازدواج كرد و ما نگفتيم كار بدى كرده است » . آنوقت ، من با حالت تعرض مىگويم : « على ( ع ) در اين مسئله چنين مىگويد » ؟ من مجددا خدمت آن سرور رسيدم و به عنوان عرض معذرت گفتم : قربانت شوم . در مورد سؤال آن مرد كه من در مقابل شما گفتم : « شيعه چنين مىگويد » لغزشى بود كه از من صادر شد . اينك شما بفرمائيد كه نظر مبارك دربارهء قضاوت على ( ع ) برچه منوال است ؟
ابو عبد الله گفت : جناب شيخ . تو خود اطلاع مىدهى كه على ( ع ) چنين و چنان قضاوت كرده است ، با وجود قضاوت على ، از من مىپرسى نظر شما چيست ؟
توجه : امام صادق ( ع ) در اول حديث ، از پاسخ رسمى طفره مىرود و صريحا پاسخ نمىدهد كه روا هست يا نه ، بلكه مىگويد : مردى از بنى هاشم