عن أبيه جميعا ، عن ابن محبوب ، عن عليّ بن رئاب ، عن أبي عبيدة و جميل ابن صالح ، عن الفضيل ، عن أبي جعفر عليه السّلام في رجل تزوّج امرأة و دخل بها و أولدها ثمّ مات عنها فادّعت شيئا من صداقها على ورثة زوجها فجاءت تطلبه منهم و تطلب الميراث . فقال : أمّا الميراث فلها أن تطلبه . و أمّا الصداق فالّذي أخذت من الزّوج قبل أن يدخل بها هو الّذي حلّ للزّوج به فرجها . قليلا كان أو كثيرا إذا هي قبضته منه و قبلت و دخلت عليه و لا شيء لها بعد ذلك .
شرح
قسمتى از مهر و كابين عروسى برعهدهء شوهر او باقى مانده است و لذا در ضمن حق ميراث ، حق كابين خود را نيز از وارثان شوهر مطالبه مىكند .
تكليف آنان چيست ؟ ابو جعفر باقر گفت : ميراث از شوهر حقى است مسلم كه مىتواند مطالبه كند ، اما حق كابين را نمىتواند مطالبه نمايد ، زيرا كابين خانم همان پيشكشى معهودى بوده است كه قبل از زفاف و عروسى دريافت كرده و در برابر دريافت آن ، وجود خود را براى شوهر حلال كرده است تا با او عروسى كند . كم باشد يا زياد باشد ، فرقى نمىكند ، در صورتىكه دريافت كرده باشد و به خانهء شوهر رفته باشد ، ديگر چيزى به نام كابين طلب نخواهد داشت .
شرح : قرآن مجيد ، صريحا در آيهء چهارم و آيهء بيست و چهارم از سورهء نساء مقرر كرده است كه هيچكس بىمهر و كابين بهسوى خانمها نرود و تمام كابين بهصورت وجه نقد و يا سند رسمى قبل از زفاف و عروسى تأديه و تقديم گردد . اين حكم شرعى و اين فريضهء قرآنى اقتضا مىكند كه هيچ خانمى به زفاف و عروسى تن ندهد مگر موقعى كه تمام كابين خود را بگيرد ، و لذا اگر بعد از زفاف و عروسى ادعاى كابين كند ، از نظر اسلام و قرآن حمايت نمىشود . ازاينرو بهتر آن است كه خانمها باقىماندهء كابين خود را بهصورت سند دريافت كنند ، زيرا سند به منزلهء وجه نقد است . به آيهء 282 سورهء بقره و شرح حديث شمارهء 2920 و 2927 مراجعه شود .