ابن الفضل ، عن أبان بن تغلب ؛ و عليّ بن محمّد ، عن سهل بن زياد ، عن إسماعيل بن مهران و محمّد بن أسلم ، عن إبراهيم بن الفضل ، عن أبان بن تغلب قال : قلت لأبي عبد اللّه عليه السّلام : كيف أقول لها إذا خلوت بها ؟ قال : تقول أتزوّجك متعة على كتاب اللّه و سنّة نبيّه صلى اللّه عليه و آله لا وارثة و لا موروثة كذا و كذا يوما - و إن شئت كذا و كذا سنة - بكذا و كذا درهما . و تسمّى من الأجر . ما تراضيتما عليه قليلا كان أم كثيرا . فإذا قالت نعم فقد رضيت . فهي امرأتك و أنت أولى النّاس بها . قلت فإنّي أستحيي أن أذكر شرط الأيّام . قال : هو أضرّ عليك . قلت : و كيف ؟ قال : إنّك إن لم تشترط كان تزويج مقام . و لزمتك النفقة في المدّة و كانت وارثة و لم تقدر على أن تطلّقها إلّا طلاق السنّة .
شرح
تنها ماندم و خواستم بهصورت موقت با او ازدواج كنم ، چه بگويم ؟ ابو عبد الله گفت : شخصا صيغهء ازدواج را جارى كن و بگو : « من بهصورت موقت تو را همسر خود مىسازم با آن شرائطى كه در كتاب خدا و سنت رسول خدا مقرر شده است : نه ارث مىبرم و نه ارث مىگذارم ، به مدت چند روز - و يا چند سال - در برابر چند درهم مهر و كابين » و مبلغ اجرت را ، كم باشد يا زياد باشد ، بر همان ميزانى كه رضايت حاصل شده است بر زبان مىآورى .
و چون خانم پاسخ مثبت بدهد و بگويد : « خوب است . رضايت دادم » . آن خانم همسر تو خواهد بود و تو به آن خانم از همگان اوليترى . من گفتم :
شرم دارم كه از چند و چون مدت سخنى بر زبان بياورم . ابو عبد الله گفت :
در آنصورت ضرر خواهى كرد . من گفتم : چرا و براى چه ؟ ابو عبد الله گفت :
اگر مدت را نام نبرى و مشخص نكنى ازدواج شما دائمى خواهد شد و بايد در تمام مدت مخارج زندگى او را تأمين كنى و درصورت مرگ ، حق ارث برقرار خواهد بود و نمىتوانى او را ترك كنى جز با سنت طلاق .
شرح : اجراى صيغهء ازدواج بايد بهوسيلهء خانم صورت بگيرد ، يا بهوسيلهء جد و پدر خانم ، و يا بهوسيلهء وكيل آنان . موقعى كه صيغهء ازدواج