مىشود .
مولانا عبد الحسين بعد از سال 1945 م وفات يافت .
سيد عبد الحسين 1310 ه ق / 1893 م 1381 ه ق / 1961 م
مولانا عبد الحسين داراى مقام علمى و شخصيت او نمايانگر وقار و درجات علمى بود .
فردى فربه و با عظمت و داراى تقدس و طهارت و اخلاق و مروت بود .
وى فيلسوف و منطقى ، خوشاخلاق ، اديب و شاعر بود . چنان هيبتى داشت كه كوچك و بزرگ به هنگام سخنرانى او بر خود مىلرزيدند . مديريت امور انتظامى سلطان المدارس را نيز برعهده داشت . مولانا عبد الحسين در يكم شوال 1310 ه ق مطابق 18 آوريل 1893 م در حسينآباد بلوك مونگير متولد شد . نام پدرش شاه منت حسين بود . تحصيلات ابتدايى را در پتنه تمام كرد ، در سال 1908 م به لكنهو رفت و وارد مدرسهء ناظميه شد و از 7 مارس تا 16 نوامبر در ناظميه درس خواند و در 17 نوامبر وارد سلطان المدارس شد و تمام دورهء تحصيلات را در آنجا گذارند . در همان زمان همراه با دايى خود براى امتحان مولوى فاضل از مدرسهء عاليه رامپور به دانشگاه پنجاب رفت . مولوى مىگويد كه در آن زمان امتحان مولوى فاضل بسيار مشكل بود ، همان روزها به فيضآباد رفت و در مدرسهء وثيقه نزد مولانا محمد رضا ، معقولات ( شمس بازغه و غيره ) را تمام كرد و در امتحانات مولوى فاضل و صدر الافاضل نيز موفق شد .
در 15 فوريهء 1919 م مدرس جماعت ششم و در يكم مارس 1930 م مدرس جماعت هفتم شد . در همان زمان طلاب نزد وى كتابهاى مختلفى مىخواندند . در 7 مارس 1928 م مولوى عبد الحسين به جاى مولانا محمد رضا براى تدريس دروس عالى معقولات انتخاب شد و دورهء سند الافاضل را تدريس مىكرد . حدود 25 سال شرح مطالع الانوار ، حمد اللّه ، صدرا ، شرح تجريد ، احقاق الحق و شفا ، اشارات ، شرح اشارات و كتابهاى ديگر را تدريس كرد .
پس از بازنشستگى به زادگاه خود بازگشت و در روز دوشنبه 2 اكتبر 1961 م برابر با 21 ربيع الثانى 1381 ه ق در حسينآباد درگذشت . و به اين ترتيب آخرين شخصيّت و استاد فلسفه و منطق از دنيا رخت بربست . شاگردان وى در سراسر جهان اظهار تأثر كردند . و از آنجا كه او فرزند نداشت ، شاگردان خود را فرزندان خود مىدانست . « الواعظ لكنهو » در ماه اكتبر 1961 م ويژهنامهاى را به چاپ رساند و تصوير مولوى و شرح حال وى را طى چند مقاله از جمله مقالهء