عاليجاه بهادر ، محمد رضى 1281 ه ق / 1864 م
نواب عاليجاه معروف به « منجهله صاحب » فرزند دلير الدوله نواب ميرزا حيدر « 1 » بهادر موسوى از خانوادهء بزرگ و صاحب جاه و مقام بود و در علوم دين مهارت داشت . وى در نزد ممتاز العلماء سيد تقى و مولانا سيد على و مولانا صفدر شاه علوم منطق و فلسفه ، صرف و نحو ، فقه و اصول را فراگرفت و سپس از محضر علماى عراق مستفيض شد و با دريافت مدارك اجتهاد به وطن خود بازگشت .
نواب عاليجاه از لكنهو با حشم و خدم و جاه و جلال ، از راه كابل و ايران عراق به حج مشرّف شد .
وى فردى مقدس ، متقى ، پرهيزگار ، خوشاخلاق ، غريبنواز ، دانش دوست و علاقهمند به درس و تدريس بود ، در منزل خود درس مىداد و به طلاب كمك مالى مىكرد . از خوف خدا چشمانى پراشك داشت . به علت عدم بنيه و توانايى جسمى از تصنيف و تأليف اجتناب مىكرد ، به زبان عربى ، فارسى و اردو در مدح اهل بيت شعر مىسرود و اشعار خود را در نزد سرفراز على قادر اصلاح مىكرد .
در احسن التواريخ ( لكنهو ) تصوير گروهى از علما موجود است ، و يكى از آن تصاوير چنين معرفى شده است :
« وحيد الدوله عضد الملك ميرزا مهدى حسين ، خان بهادر ميرزا عاليجاه » در لباس علماى لكنهو ، با ريش بلند ، عمامه به سر ، قبا بر تن ، شبيه تصوير سلطان العلماء ديده مىشود ، تصوير ديگرى از والاجاه بهادر و تصوير ديگرى نيز از فرزند نواب مهدى حسن خان مشاهده مىشود .
نواب در اواخر عمر كه عازم زيارت عتبات بود در بمبئى درگذشت .
در ديوان منير شكوهآبادى دو قطعه شعر كه نشاندهندهء سيرت و اخلاق و وفات نواب سروده شده ديده مىشود :
هامش
( 1 ) - ميرزا محمد على مؤلف تكملهء نجوم السماء نوشته است :
سيد محمد رضى عاليجاه بهادر موسوى بن مرحوم سيد محمد على مشهور به دلير الدوله نواب ميرزا حيدر خان ، رئيس اعظم و عالم جليل بود و نزد سيد تقى ، سيد على و صفدر شاه متوسطات را خوانده به عراق رفت و نزد علماى آنجا درس خواند ، بخصوص نزد ملا دربندى ( درگذشته به سال 1285 ه ق ) و على نقى طباطبايى دورهء معقولات را تمام كرد و هر دو عالم جليل القدر اجازهها دادند .