طاهر شاه دكنى 880 ه ق / 1475 م 952 ه ق / 1545 م
ملا سيد طاهر بن رضى الدّين همدانى بن مؤمن شاه بن رزد خان بن شاه خور بن عالم بن محمد بن جلال الدّين بن حسين بن كبار محمد بن حسن بن على بن احمد بن نزار بن مستنصر اسماعيلى و شايد داعى اسماعيليان در همدان بود ، اما وقتى كه با علم و فضل خويش ، وابسته به دربار سلطان بن حيدر صفوى شد ( 926 ه ق ) حامى مذهب اثنا عشرى گرديد .
ملا در مراتب علوم ظاهرى و باطنى ، بلاغت و فصاحت ، صورت و سيرت خود برترى داشت و تا مناطق دوردست شهرت پيدا كرده بود . بنا به علتى از شاه اسماعيل ( درگذشته به سال 930 ه ق ) ناراحت شد و در سال 926 ه ق به گوا و ازآنجا به بيجاپور رفت . در آن زمان حكومت بيجاپور در دست اسماعيل عادل شاه ( درگذشته به سال 941 ه ق ) بود . اسماعيل نسبت به سربازان و نيز به اهل علم ، محبّت و علاقهاى نداشت . ملا طاهر شاه با مشاهدهء چنين اوضاعى راهى سفر حج و زيارت شد . بعد از مشرّف شدن ، دوباره بهسوى دكن بازگشت و در قلعهء پرنده رحل اقامت افكند . قلعهء پرنده در آن زمان در دست جهان مخدوم خواجه جهان بود ، وى حضور ملا را غنيمت شمرد و تعليم و تربيت فرزندان خود را به او سپرد و برهان شاه ، استاد خودش ملا پير محمد شيروانى را به بيجاپور فرستاد . ملا پير محمد با مولانا طاهر شاه ملاقات كرد و ملا بسيار تحت تأثير او قرار گرفت و مجسطى را در نزد عالم تازهوارد شروع كرد .
خبر تلمذ ملا ، علم و فضل مولانا طاهر را شهرت بخشيد . ملا مدت يك سال نزد مولا طاهر كسب فيض كرد و سپس به دربار حاضر شد و دربارهء علم و عمل مولانا سخن گفت ، برهان نظام شاه به خواجه جهاننامه نوشته و مولانا را به احمد نگر دعوت كرد . مولانا در حدود سال 928 ه ق به احمدنگر رفت . پادشاه اركان سلطنت را براى استقبال مولانا تا چندين كيلومتر آماده ساخت و با عزّت و احترام زياد او را به دربار پذيرفت و سپس تقاضا كرد كه در مسجد جامع احمدنگر در هفته دو روز تدريس كند . مولانا درس را شروع كرد و تمام علما و امرا و حتّى شخص پادشاه نيز در درس او شركت كردند و به احترام او به هيچ عنوان از محل درس خارج نمىشدند .
در آن ايام فرزند محبوب پادشاه به نام شاهزاده عبد القادر بيمار شده بود ، كوشش پزشكان در بهبود حال او سودى نبخشيد . يك روز پادشاه به حكيم قاسم بيك اظهار داشت : حتى حاضرم جگرم را براى شفاى اين فرزند هديه كنم . به اين خاطر به معابد صدقات فراوان مىفرستاد و