را به استقبال او فرستاد و وقتى سيد را ديد ، عذرخواهى كرد .
امير حاجى سيستانى كه حاكم لاهور بود ملا را به جرم سازش با خارجيان دستگير كرده به زندان فرستاد . ملا به دوست خود عزيز اللّه عباسى مولتانى ، ساكن سلطانپور ، شرح حال خود را نوشته براى رهايى از زندان به امداد و دعا متوسل شد . شيخ عزيز اللّه صاحب كرامات بود ، مىگويند كه سرور عالميان دست مبارك خود را بر سرش كشيده بود . عزيز اللّهنامه را خواند و از وضعيت او مطلع شد .
يك روز در خواب ديد جناب رسالت مآب صلّى اللّه عليه و آله در مجمع اصحاب جلوه افروزند و سيد راجو هم بر زانو نشسته است . عزيز اللّه جلو رفته سلام كرده عرض كرد كه يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ! ملا عبد اللّه ثناخوان شماست ، بيچاره در زندان است . آن حضرت اشاره كرد و فرمود : اين فرزند من است كه اشك خون مىريزد ، شيخ عزيز اللّه اين خواب را به ملا نوشت و او را به توبه و انابت توصيه كرد .
سيد راجو با دليرى زياد با عوام مقابله كرد و عقيده و مسلك خويش را پنهان نكرد . مردم به او توصيه مىكردند كه تقيّه كند ، اما او مىگفت كه براثر تقيّهء من ممكن است فرزندانم از دين خارج شوند بنابراين مشكلات را تحمل خواهم كرد . و در نتيجهء پايمردى وى نوهاش سيد حسن در علم و عمل شهرهء آفاق شد .
گويا همايون پادشاه در سال 963 ه ق وفات يافت و در آن موقع راجن شاه جوان بود .
فرزندان او عبارتند از : زين العابدين و فرزندش سيد حسن كه هر دو عالم و فاضل بودهاند .
( ر . ك : شرح زندگى وى در حرف « ح » ) .
مولانا ميرزا يوسف حسين مىگويد كه ميعادنشينان متعدد راجنپور به نام راجو شاه معروف هستند و عموما از ميان آنان بعضيها مخدوم ناميده مىشدند كه به تدريس علوم دينى مشغول بودهاند . در زمان راجن شاه ، جلسهاى در 9 ذىالحجّه و ديگرى در عيد نوروز در راجنپور برگزار مىشد در آن جلسه دربارهء واقعهء غدير سخن گفته مىشد . علاوه بر اين عزادارى محرم از مدّتها پيش ادامه داشت .
راحت حسين بهيكپورى 1306 ه ق / 1888 م 1378 ه ق / 1958 م
ابو الخليل مولانا سيد راحت حسين رضوى بن مولوى سيد محمّد ابراهيم ( درگذشتهء صفر