مولانا ابو القاسم ، به لكنهو بازگشت . پس از پايان تحصيلات و اخذ مدارك لازم خواست كه از علماى حنفى نيز اجازه بگيرد ؛ سرانجام به ديوبند رفت و در مدرسهاى به تدريس مشغول شد .
مدتى در ديوبند بود ، سپس به زادگاه خود بازگشت و شيعيان نارووال از او استقبال و تقاضا كردند كه در نزد آنها بماند .
مولانا هنوز تشنهء آموختن بود . وى سعى مىكرد به عراق برود و به تحصيل علم بپردازد ، ولى بستگان و بخصوص مادرش مانع از اين كار مىشدند . او پيوسته در پى فرصتى مناسب بود تا مادرش را به اين كار راضى كند و بالاخره پس از كسب اجازه ، از روستاى خود پياده راه سفر را پيش گرفت و بااينكه افراد بانفوذ مانع رفتن او مىشدند اما مولانا در ارادهء خود راسخ بود و به اتفاق فردى مخلص به نام شيخ ماهيا از نارووال پياده آغاز سفر كرد . وى اراده كرده بود كه گاهى سوار بر اسب و گاهى پياده باشد . فاصلهء خيراللهپور تا لاهور شصت و شش كيلومتر است ، بستگانش از او مشايعت كردند و او به سفرش ادامه داد . قرار بود شب را در روستاى و يك بهليان سر كند ، در راه رودخانهاى كوچك جريان داشت كه مىبايست از آن عبور كند و هنگام عبور از رودخانه و بهطور كلى در طول راه از امدادهاى غيبى برخوردار شد و اين امدادها ادامه داشت به طورى كه تا سيزده سال به كمك كسى احتياج پيدا نكرد . اين نتيجهء كيفيت روحانى مولانا بود .
مولانا محمد حسين شاه فرزند بزرگ مولانا از بازگو كردن تفصيل اين موضوع امتناع مىورزيد و مىگفت كه علماى شيعه دوست ندارند كه كمالات باطنى خود را ظاهر كنند . مولانا همينكه به لاهور رسيد پدرش به او پيشنهاد كمك مالى كرد ، ولى او نپذيرفت . در همان وقت نواب نوازش عليخان براى حج آمادهء سفر بود ، جماعت على شاه نيز همراه او به حج مشرّف شد .
مولانا حشمت على از كراچى به بصره و ازآنجا به كربلا رسيد . در آن زمان ، مرجع بزرگ شيعيان آية اللّه المجدد العلام سيد محمد حسن شيرازى بود . در نجف و كربلا ، سيد مهدى قزوينى ( درگذشته به سال 1306 ه ق ) ، شيخ محمد حسن مامقانى ( درگذشته به سال 1323 ه ق ) ، سيد محمد كاظم صاحب كفايه ( درگذشته با سال 1329 ه ق ) ، سيد محمد حسين شهرستانى و امثال آنان بر كرسى تدريس جلوس كرده بودند . علما و طلاب ، گروه گروه در اين اماكن جمع بودند .
الامام المجدد محمد حسن شيرازى سامره را مركز خود قرار داده بود . مولانا حشمت على به اين مركز مقدس آمد و مدت چند ماه از معتمدان آية اللّه و نيز مسئول شعبهء مكاتبات وى شد .
در زمان آية اللّه آقاى ميرزا محمد حسن شيرازى حوزه علميهء نجف از مراكز بسيار مهم علمى به شمار مىرفت ، زيرا معظمله بعد از آية اللّه شيخ مرتضى انصارى رحمة اللّه عليه بزرگترين مرجع
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 230
مساهمون: سيد مرتضى حسين صدر الافاضل
ص٢٣٠