رسيد روميها رسيدند . حزين با لشكر آنان به كرمانشاه آمد . در آنجا چند رساله نوشت ، سپس از راه تويسركان و الوند به بغداد ، كربلا و نجف رفت . و مدت سه سال سكونت داشت و در آن مدت يك جلد قرآن مجيد را با دست خود نوشت و به روضهء علويه تقديم كرد . پس از مدتى از راه كاظمين و سامره و بغداد به نجف آمد و قصد كرد به مشهد بيايد . در مشهد به شاهطهماسب پناهنده شد . شاهطهماسب به ملاقات مولانا حزين رفت . حزين در مشهد سكون و آرامش خود را به دست آورد و به تأليف و تصنيف پرداخت .
پادشاه در ماه صفر 1142 ه ق حزين را طلب كرد و او هم با لشكر شاهى حركت كرد و وقتى به سبزهوار رسيد بيمار شد و در دامغان حالش رو به وخامت گذاشت ، بنابراين ده روز در آنجا استراحت كرد ، سپس در مازندران به مدت دو ماه بسترى شد . در همان حال طلاب جمع مىشدند و او اصول كافى و من لا يحضره الفقيه و الهيات شفا و شرح تجريد را تدريس مىكرد .
حزين از مازندران به تهران و ازآنجا به اصفهان آمد و پادشاه را ديد ، او از اصفهان به شيراز ، لار و بندر عباس سفر كرد و به قصد حجاز سوار بر كشتى خارجى شد و بعد از برگزارى حج ( در محرم 1145 ه ق ) همراه با حاجيان لحسا از راه خشكى و دريا از بحرين به بندرعباس رفت و از اوضاع ايران مطلع شد . نادر شاه پيروز شده بود . وى براى مدت دو ماه در بندرعباس اقامت داشت . سپس به اصفهان و لار رفت ، در آنجا لشكريان به غارتگرى مشغول بودند ، ناچار شد به بندرعباس برود . سرانجام از بندرعباس به فكر سند افتاد . با كشتيهاى خارجى تماس گرفت ، هنگامى كه انگليسيها مطلع شدند كه مولانا على حزين مىخواهد به سند برود ، او را از اوضاع آنجا آگاه كردند و گفتند كه به اروپا برود اما او تصميم را عوض نكرد و سوار كشتى شد و در اول شوال 1406 ه ق / 24 فوريه 1734 م به تهتهه رسيد .
در تهتهه حزين نمىخواست با كسى ملاقات كند اما وقتى تاجران ايرانى شنيدند كه مخدوم شاهان صفوى و عالم اصفهان رسيده ، همه به طرف او هجوم آوردند . بههرحال دو ماه در آنجا اقامت داشت و ازآنجا به خداآباد رفت و هفت ماه در حال بيمارى بود ، سپس در بهكر و مولتان سكونت گزيد و چند رساله در آنجا نوشت .
ابتدا سيل و سپس بيمارى و با مولتان را محاصره كرده بود ، بنابراين حزين خسته و كوفته به فكر وطن خود افتاد ، تنها بود ، ناچار عازم لاهور شد . بعد از مدت سه ماه بهبود يافت و به طرف دهلى حركت كرد ، در عرض يك سال اقامت در دهلى كمى حالش بهبود يافت و به قصد مشهد كمر همت بست اما وقتى به لاهور رسيد حملههاى نادر شاه شروع شده بود ، راه خطرناك بود ،
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 191
مساهمون: سيد مرتضى حسين صدر الافاضل
ص١٩١