تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
سرانجام در 11 جمادى الاول سال 1180 ه ق / 1766 م دار فانى را وداع گفت و در آرامگاهى كه پيش از مرگش ساخته بود به خاك سپرده شد . او خود در زمان حياتش لوح قبر را آماده كرده بود ، بر روى آن چنين نوشته شده است : « اللّه محسن قد اتاك المسيء - العبد الراجى رحمة ربه الغفور محمّد المدعو بعلى ابن ابى طالب الجيلانى » .
روشن شد از وصال تو شبهاى تار ما * صبح قيامت است چراغ مزار ما
در كنار قبر اين اشعار نوشته شده :
زبان‌دان محبّت بوده‌ام ديگر نمىدانم * همىدانم كه گوش از دوست پيغامى شنيد اينجا حزين از پاى ره‌پيما بسى سرگشتگى ديدم * سر شوريده بر بالين آسايش رسيد اينجا
بهگوان داس هندى وقتى براى زيارت قبرش رفت ، قطعه شعر اول را روى چراغدان كنده ديد . از چيزهاى ديگرى كه قابل ذكر است ، يكى نقش مهر انگشترى حزين است كه بر روى آن « على بن ابى طالب » نوشته شده و ديگر اينكه « فاطمان » از مدتها پيش مركز مراسم عزادارى بوده است . دسته‌هاى عزادارى محرم حركت مىكنند و هندو ، سنى و شيعه همه براى زيارت مزار او حاضر مىشوند . با تأسيس مدرسهء جواد به وسيلهء مولانا محمد سجاد شمع حزين فروزانتر شده است .

شاگردان او عبارتند از :

سيد محمد حسين و حسين فيض‌آبادى كه در سال 1205 ه ق وفات يافت ( روز روشن ص 78 ) . مير اولاد على زاير ، آل كمونه ، اهل يكى از بلوكهاى اوده بود . بعضى علوم را نزد حزين و طب را نزد مير محمد عسكرى خواند ( سفينه هندى ) . خان علامه تفضل حسين خان .

تصانيف او عبارتند از :

شيخ على حزين بيانى ساده داشت و كلامش بليغ بود و شيوهء نگارش او شيرين و روان و برخاسته از تمركز فكرى بود . او هرچه مىخواند ، مىنوشت . نتيجهء آن صدها كتاب ، حواشى و رسائل بود كه در سفر و حضر فراهم آورد . تعجب در اين است كه با وجود مفقود شدن نوشته‌هايش دچار فراموشى نمىشد بلكه با استمداد از حافظهء خود ، آنها را دوباره مىنوشت . وى به علوم مختلف تسلط داشت ، يعنى مفسر ، محدث ، فقيه ، متكلم ، عارف ، حكيم ، مهندس و منجم بود . در زمينه‌هاى تاريخ ، رجال ، درايت ، حيوان‌شناسى ، گياه‌شناسى ،