تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
ناچار به سرهند آمد و سرانجام به دهلى بازگشت . در 9 ذىالحجّه سال 1151 ه ق نادر شاه دهلى را فتح و سپس قتل عام كرد و در 7 صفر سال 1152 ه ق نادر ( به ايران ) برگشت . او در سال 1154 ه ق پنجاه و سه سال داشت و در دهلى در زمان اقامت سه‌سالهء خود كتاب « تذكرة الاحوال » را تمام كرد . در آنجا فردى به نام امير خان انجام ، از خانوادهء شاه نعمت اللّه ولى زندگى مىكرد و منصب هفت‌هزارى را برعهده داشت و به سبب قرابت با خاندان صفوى و اطلاع از عظمت اجداد مولانا حزين ، به محمد شاه سفارش كرد تا زمينى به مبلغ دويست هزار روپيه به مولانا تفويض كنند ، اما عمدة الملك نواب امير خان انجام در 7 ذىالحجّه 1159 ه ق در دهلى به قتل رسيد . اين حادثه براى حزين روح‌فرسا بود . از طرف ديگر اهالى دهلى از اخلاق تند مولانا حزين و از بىتوجهى و انتقاد او نسبت به شعرا و علما ناراضى بودند ، بنابراين حزين مجبور شد آنجا را ترك كند و به زيارت و حج برود . در سال 1171 ه ق از راه آگره عازم بنگاله شد اما ناچار از عظيم‌آباد برگشت ، شايد نواب اوده و يا بيمارى و ضعفش مانع او شدند . واله داغستانى و لطف على بيگ آذر دوستان ايرانى وى بودند ، واله او را به سند آورد و در دهلى آرامش حزين را فراهم كرد ، آنان در كرمان با يكديگر ملاقات كرده بودند . در زمان حملهء نادر شاه حزين در منزل واله مقيم بود و على قلى خان واله در دهلى منصب پنج‌هزارى را برعهده داشت . حزين در لاهور هدف دشمنى نواب زكريا خان قرار گرفت اما حسن قلى كاشى سفير دهلى به او كمك كرد و حزين را همراه خود به دهلى آورد و قبلا در بهكر با مير غلام على آزاد بلگرامى ملاقات كرده بود . تقدس حزين و بىتعلقى از دنيا ، گوشه‌نشينى و بيزارى از سروصدا او را از دهلى ، آگره و لكنهو به بنارس كشانيد ، در آن زمان شجاع الدوله و راجه بنارس قرارداد صلح بسته بودند و بين امراى ايرانى و ترك رقابتى وجود نداشت و بين شيعه و سنى اختلافى نبود . مير محمد حسين فيض‌آبادى مانند حزين فردى مقدس و جهانگرد بود . وى نسبت به حزين ارادت پيدا كرده ، در خدمت او به سر مىبرد . حزين در بنارس اقدام به تدريس نكرد اما اطلاعات علمى و ذوق شاعرى و پرهيزكارى او باعث شده بود كه مردم به دور او جمع شوند ، چرا كه در آنجا تبليغ بين مذاهب مختلف و بحث و مباحثهء علمى علما رونق يافته بود ، مردم هم دربارهء مسايل گوناگون سؤال مىكردند ، شعرا براى اصلاح اشعار خود به ملاقات او مىآمدند . حزين در اوقات فراغت به تأليف و عبادت مشغول مىشد و به قول مير شير على قانع « به صيام دوام ، و قيام ليالى و ايام على الدوام اهتمام تمام به كار مىبست به غايت موفق و مرتاض مىزيست » ( مقالات الشعراء ) .