تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
در هزار و دو صد و دوازدهم * شده چون فضل قادر قدوس خان عالىمقام والاجاه * اشرف النفس در ذوات نفوس آن تفضل حسين خان يعنى * زده بر كشور امارت كوس نايب آصف زمان گرديد * رفت نامش ز هند تا حد روس آن‌چنان بندوبست كرد به ملك * كه به ملكش نمانده يك سالوس بعد چندى به ملك مشرق رفت * خود به دولت‌سراى او زد بوس گشت از شرق چون به جانب غرب * هاى ! شد مطلع جهان معكوس آفتاب شرف غروب نمود * تيره‌تر گشت اين جهان عبوس دوصد و يك‌هزار و پانزدهم * طالع روزگار شد منكوس كه به ناگاه آن عديم المثل * به‌سوى ملك آخرت زد كوس يك جهان رفت بهر استقبال * عالمى در اميد شد مأيوس مثل او گردش زمانه نديد * صاحب ننگ و صاحب ناموس سر به شاگردىاش فروبردند * يكه‌تاز اوستاد بطلميوس در متانت و در فطانت و فهم * از فلاطون و ديسقوريدوس بر زبان بود ياد او هردم * چه صراح و صحاح و چه قاموس راى مشائيان و اشراقين * پيش ايشان چو رأى نامحسوس داشت او در خزانه علم چنان * كه نديده به خواب كيكاووس بو على زمانهء خود بود * علم او پيش علم او چو دروس صاحب دين و صاحب اسلام * بىشك و ريب چون محقق توس نيك و بد را نمىگذارد حيف * آه از گردش سپهر سموس آنكه بر قاقم و سمور نشست * دارد از خاك گور هى ملبوس گر بپرسند سال تاريخش * با سر حيف و غم بگو افسوس
خان علامه از خانواده‌اى ثروتمند و خود صاحب رياست و امارت بود ، بعد از وفاتش علاوه بر املاك ، نهصد هزار روپيه پول نقد به‌جا گذاشت كه ششصد هزار به پسرش نواب تجمل حسين خان و سيصد هزار روپيه به دخترش رسيد . در زمان نواب سعادت عليخان تيول داشته كه درآمد ساليانه‌اش شصت هزار روپيه بود . ( طلسم هند ، 347 ) .

شاگردان او :

شاگردانش در شهرهاى متعدد بودند اما چون دوران آخر زندگى خود را در