تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
موقعى كه آنان اين مقاله را از او شنيدند برجستند و شمشيرهاى خود را برهنه كردند و به وى گفتند : تو مايل بدين محمّد شدى كه شخصى ساحر و دروغگو است ! ؟ او گفت : نه . محمّد ساحر و دروغگو نيست . سپس گفت : اى گروه بنى سليم ! حقا كه خداى حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله بهترين خدا مىباشد و آن بزرگوار بهترين پيامبر است ، گرسنه نزد او رفتم مرا سير كرد برهنه بودم مرا پوشانيد ، پياده بودم سوارم كرد ، آنگاه جريان سوسمار را براى آنان شرح داد ، و آن اشعارى را كه براى رسول خدا سروده بود براى آنان خواند ، پس از اين گفتگوها گفت : اى قبائل بنى سليم ! اسلام بياوريد تا از آتش جهنم در امان باشيد . در آن روز تعداد چهار هزار مرد كه صاحبان پرچمهاى سبز بودند ايمان آوردند و در اطراف پيغمبر خدا گرد آمدند . 62 - نيز در همان كتاب روايت مىكند كه امام حسن و امام حسين لباسهاى مندرسى در بر داشتند ، وقتى ايام عيد فرا رسيد بمادرشان زهرا گفتند : براى فرزندان فلان همسايه لباس فاخر دوخته شده ، اى مادر تو براى عيد ما لباس نميدوزى ؟ فاطمه فرمود : با خواست خدا براى شما هم دوخته خواهد شد . هنگامى كه روز عيد فرا رسيد جبرئيل دو پيراهن از حله‌هاى بهشتى بحضور پيغمبر خدا آورد ، رسول خدا به جبرئيل فرمود : اين لباسها چيست ؟ جبرئيل جريان حسنين و لباس را براى آن حضرت شرح داد و گفت : چون فاطمه فرموده : براى شما هم ان شاء اللَّه لباس دوخته مىشود ، لذا خدا ميفرمايد : ما نيكو نميدانيم كه فاطمه نزد حسنين دروغگو در آيد . سعيد ديلمى از انس از پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله روايت مىكند كه فرمود : در آن هنگامى كه اهل بهشت متنعم به نعمت‌هاى بهشتى ميباشند و اهل