تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
گفتيم فرمود : چون خدا ضعف و ناتوانى فاطمه را ديد لذا بآسيا دستور داد كه بچرخد ، آسيا اطاعت نمود . روايت شده : چه بسا مىشد در آن موقعى كه فاطمهء زهراء مشغول نماز و عبادت خويشتن بود و فرزندش گريه ميكرد گهوارهء وى در حركت بود ، ملكى بود كه آن گهواره را حركت ميداد . حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام ميفرمايد : پيامبر اسلام سلمان فارسى را نزد فاطمهء اطهر فرستاد ، سلمان ميگويد : من نزد در ماندم و سلام كردم ، شنيدم كه فاطمه در داخل خانه مشغول تلاوت قرآن است ، آسيا ميچرخيد و كسى نزد آن نبود . در آخر روايت مىگويد : پيغمبر خدا لبخند زد و فرمود : اى سلمان ! خدا قلب و اعضاء دخترم فاطمهء اطهر را از ايمان پر كرده ؛ لذا فاطمه فارغ البال مشغول عبادت پروردگار مىشود ، خدا ملكى كه نام او : زوقابيل و بروايتى جبرئيل است فرستاده تا آسيا را بگرداند ، خدا عهده‌دار كارهاى دنيوى و اخروى دخترم مىشود . 45 - در كتاب مناقب مىنگارد : ام ايمن پس از فاطمهء اطهر گفت : من نمىتوانم جاى فاطمه را در مدينه خالى ببينم ، لذا متوجه مكهء معظمه گرديد ، هنگامى كه بجحفه رسيد بقدرى تشنه شد كه ترسيد تلف شود ، چشمان خود را متوجه آسمان نمود و گفت : پروردگارا ! آيا مرا تشنه ميگذارى ، در صورتى كه من خادمهء دختر پيغمبر تو ميباشم ؟ ناگاه دلوى از آب بهشت براى وى نازل شد ، وقتى از آن آب آشاميد مدت هفت سال گرسنه نشد و غذا نخورد . 46 - نيز از مالك بن دينار روايت مىكند كه گفت : در موقع توديع حج زن ناتوانى را ديدم كه بر شترى ضعيف و نحيف سوار و عازم حج بود ، مردم وى را موعظه ميكردند كه باز گردد . هنگامى كه در وسط صحرا رسيديم مال سوارى او از رفتار ماند ، آن زن شتر خود را سرزنش ميكرد كه چرا راه نميروى ، سپس وى سر خود را بجانب آسمان
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 55 | العلامة المجلسي / محمد نجفى