بخش شانزدهم راجع به مناظرات و نيك رفتارى امام حسن مجتبى ع
1 - در كتاب : امالى از حضرت امام زين العابدين روايت مىكند كه فرمود :
امام حسن مجتبى عليه السّلام در زمان خود عابدترين و زاهدترين و برترين مردم بشمار ميرفت . هر گاه حج بجاى مياورد پياده ميرفت ، چه بسا مىشد كه پاى برهنه ميرفت هر گاه ياد مرگ مىكرد گريان مىشد ، هر وقت به ياد قبر مىافتاد اشك ميريخت هر گاه به ياد بر انگيخته شدن در محشر مىآمد گريه ميكرد . هر وقت به ياد مرور از صراط مىافتاد گريان مىشد . هر وقت به ياد آن موقعى مىآمد كه براى حساب نزد خدا خواهد رفت بطورى نعره ميزد كه غش مىكرد . هر گاه براى نماز قيام مىنمود اعضايش در مقابل خدا ميلرزيد . هر وقت به ياد بهشت و دوزخ مىآمد مثل شخص مار گزيده مضطرب ميگرديد ، آنگاه از خدا تقاضاى بهشت و از جهنم طلب بيزارى مىنمود . امام حسن عليه السّلام هر گاه به آيهء
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا *
ميرسيد ميفرمود : لبيك ! اللهم لبيك ! حضرت امام حسن در هر حال مشغول ذكر و ياد خدا بود . آن حضرت از همهء مردم راستگوتر و فصيحتر بود . يك روز به معاويه گفته شد : كاش به امام حسن ميگفتى : بر فراز منبر برود و سخنرانى نمايد تا مردم بدانند : وى ناقص است .
معاويه به آن حضرت گفت : بالاى منبر برو و ما را موعظه كن . امام حسن برخاست