شهيد كردند گلابى مفقود شد ولى سيب به همان حالت براى امام حسن باقى بود تا هنگامى كه آن حضرت را بوسيلهء زهر كشتند . آنگاه آن سيب همچنان باقى بود تا آن موقعى كه آب را در كربلا به روى من بستند . من هر گاه تشنه ميشدم آن سيب را ميبوئيدم و عطشم تخفيف مىيافت . هنگامى كه تشنگى من بنهايت رسيد آن سيب را گاز زدم و يقين بفنا كردم .
حضرت علي بن الحسين عليهما السّلام ميفرمايد : پدرم يك ساعت قبل از اينكه شهيد شود اين مطلب را ميفرمود .
موقعى كه پدرم شهيد شد بوى آن سيب از قتلگاه آن حضرت يافت مىشد .
من به جستجوى آن پرداختم ولى اثرى از آن نيافتم . بوى آن سيب بعد از شهادت امام حسين باقى بود ، من قبر مقدس آن حضرت را زيارت كردم و بوى آن سيب از قبر مباركش ميوزيد .
شيعيانى كه به زيارت قبر امام حسين ميروند اگر با اخلاص باشند در موقع سحر بوى آن سيب را خواهند يافت .
در كتاب : امالى ابو الفتح حفار از ابن عباس و ابو رافع روايت مىكند كه گفتند :
ما بحضور پيغمبر عاليقدر اسلام مشرف بوديم كه جبرئيل عليه السّلام با يك جام بلورى كه قرمز رنگ و پر از مشك و عنبر بود نازل شد ، پس از اينكه به رسول اكرم سلام كرد گفت :
خدا تو را سلام مىرساند و اين هديه و تحيت را براى تو عطا كرده و فرموده :
اين تحيت و درود را به حضرت امير و دو فرزندش بدهى . وقتى آن جام بلورى بدست پيامبر خدا رسيد سه مرتبه : لا إله الا اللَّه و سه مرتبه هم اللَّه اكبر گفت .
آنگاه با زبانى فصيح گفت :
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٢٤