شنيدن اين مقاله لبخند ميزد .
ام سلمه امام حسن را پرورش ميداد و ميگفت : پدرم بفداى پسر على شود .
تو بخير و خوبى سزاوارى . تو نظير دندانهاى زيبا باش ( مثلى است براى زيبائى انسان ) تو نظير يك قوچ يك ساله باش .
ام الفضل كه زن عباس بود امام حسين را پرورش ميداد و ميگفت :
اى پسر رسول خدا ! اى پسر كسى كه داراى جاه و جلال است تو فردى بدون نظير ميباشى . خدا تو را پناه دهد .
52 - نيز در كتاب : مناقب راجع به معجزات حضرت حسنين از گروه متعددى از اهل تسنن از حضرت امير عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود :
حضرت حسنين نزد پيغمبر خدا مشغول بازى بودند تا اينكه قسمت زيادى از شب گذشت . پيامبر معظم اسلام به حسنين فرمود : برخيزيد و نزد مادرتان برويد . ناگاه يك برق لامع شد و همچنان براى حضرت حسنين نور ميداد تا اينكه نزد مادرشان فاطمه رفتند .
پيغمبر خدا كه همچنان به آن نور نگاه ميكرد ميفرمود : سپاس مخصوص آن خدائى است كه ما اهل بيت را گرامى داشت . و . . .
عفيف كندى ميگويد : فارس به من گفت : هر گاه ديدى كه كبوترى با دو جوجه در خانهء على پرواز مىكند بدان كه خداى رؤف به وى فرزندى عطا كرده است .
راوى ميگويد : پس از چندى بود كه پيغمبر اسلام ظهور نمود و من اسلام آوردم . پس از اين جريان ديدم كبوترى بدون لانه در خانهء حضرت امير بچه گذاشته است . هر گاه حضرت حسنين را ميديدم به ياد سخن فارس مىآمدم .
بسطام در يك روايت طولانى ميگويد : هنگامى كه على عليه السّلام كشته شد آن كبوتر رفت و ديده نشد .
عقيل ميگويد : پس از شهيد شدن حضرت امير دو پرنده در خانهء آن حضرت
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 321
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٢١