تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
در اين آيه فاطمهء زهراء است . 17 - شيخ مفيد در كتاب : مجالس از سعد بن مالك روايت مىكند كه گفت : از پيامبر خدا شنيدم ميفرمود : فاطمه پارهء تن من است ، كسى كه فاطمه را مسرور نمايد مرا مسرور نموده و كسى كه وى را ناراحت كند مرا ناراحت كرده است ، فاطمه عزيزترين مردم است نزد من . 18 - در كتاب امالى ابن الشيخ از جميع بن عمير نقل مىكند كه گفت : من ميشنيدم كه عمه‌ام بعايشه ميگفت : منظور تو از اينكه بوى على عليه السّلام ميروى چيست ؟ گفت : ما را واگذار كن ، كسى از مردان از على نزد پيغمبر معظم اسلام و از زنان از فاطمهء زهراء نزد آن حضرت عزيزتر نخواهد بود . 19 - نيز در كتاب سابق الذكر از عايشه روايت مىكند كه گفت : هر گاه فاطمهء زهراء راه ميرفت به حق آن خدائى كه شريك ندارد راه رفتن وى با راه رفتن پيغمبر خدا تفاوتى نداشت ، وقتى پيامبر خدا فاطمه را ميديد دو مرتبه به او ميفرمود : مرحبا به دختر من ! فاطمهء اطهر ميگويد : پدرم به من ميفرمود : آيا راضى نيستى كه فرداى قيامت بزرگ زنان مؤمنين يا زنان اين امت باشى ؟ 20 - صدوق در كتاب : امالى از ابن عباس نقل مىكند كه گفت : يك روز پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله نشسته بود ، على و زهراء و حسن و حسين عليهم السّلام در حضور آن بزرگوار مشرف بودند ، پيغمبر خدا گفت : پروردگارا ! تو ميدانى كه ايشان اهل بيت من و از عموم مردم نزد من گرامىترند ، بار خدايا ! محبوب بدار آن كسى را كه ايشان را محبوب دارد ، دوست بدار آن شخصى را كه ايشان دوست داشته باشد ، دشمن بدار كسى را كه دشمن ايشان باشد ، معين آن كسى باش كه معين ايشان باشد ، پروردگارا ! ايشان را از هر نحوه پليدى پاك و پاكيزه بدار و از هر گناهى نگاهدارى فرما ! ايشان را بوسيلهء روح القدس تأييد بفرما ! . سپس متوجه حضرت على بن ابى طالب شد و فرمود : يا على ! تو امام امت من و خليفهء من خواهى بود ، تو مؤمنين را بسوى بهشت رهبرى خواهى كرد . گويا : من
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 25 | العلامة المجلسي / محمد نجفى