تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
قسم اين يك مطلبى است كه راهى بسوى آن نخواهد بود . 12 - به زودى از ياد نمودن من اعراض مىشود و دوستى فراموش ميگردد ، و بعد از من دوستى براى دوست نظير من ظاهر خواهد شد . 13 - شخص ملول و آن كسى كه چون من غائب شوم وى را راضى كند دوست من نخواهد بود . 14 - ولى دوست من آن است كه وصال او دائمى باشد ، قلب او مرا حفظ كند و براى كارهاى من دخيل باشد . 15 - وقتى كه يك روز از فوت بگذرد يقينا گريهء افراد گريه‌كننده قليل خواهد شد . 16 - ارادهء جوانمرد آن است كه دوست او نميرد ، و راهى بسوى آنچه كه ميخواهد وجود ندارد . 17 - مصيبت مال و مفقود شدن آن بزرگ نخواهد بود ولى مصيبت اشخاص بزرگوار بزرگ است . 18 - براى اين جهت است كه خوابگاهى با پهلوى من موافق نيست ، در دل من از حرارت فراق تشنگى جاى گزين است . نيز در موقع رحلت حضرت زهراء ميفرمايد : 1 - دوستى كه نظير او دوستى نخواهد بود ، و در قلب من غير از او بهره‌اى وجود ندارد . 2 - دوستى كه از جلو چشم و جسم من غائب شد ، ولى از قلب من غائب نخواهد بود .

خطاب به حضرت زهراء بعد از فوت

1 - مرا چه شده كه بر روى قبرها توقف مينمايم ، و بر قبر دوست سلام ميكنم ولى او جواب سلام مرا رد نميكند . 2 - اى دوست تو را چه شده كه جواب سلام ما را رد نميكنى ، آيا بعد از من دوستى دوستان را فراموش كردى .