قسم اين يك مطلبى است كه راهى بسوى آن نخواهد بود .
12 - به زودى از ياد نمودن من اعراض مىشود و دوستى فراموش ميگردد ، و بعد از من دوستى براى دوست نظير من ظاهر خواهد شد .
13 - شخص ملول و آن كسى كه چون من غائب شوم وى را راضى كند دوست من نخواهد بود .
14 - ولى دوست من آن است كه وصال او دائمى باشد ، قلب او مرا حفظ كند و براى كارهاى من دخيل باشد .
15 - وقتى كه يك روز از فوت بگذرد يقينا گريهء افراد گريهكننده قليل خواهد شد .
16 - ارادهء جوانمرد آن است كه دوست او نميرد ، و راهى بسوى آنچه كه ميخواهد وجود ندارد .
17 - مصيبت مال و مفقود شدن آن بزرگ نخواهد بود ولى مصيبت اشخاص بزرگوار بزرگ است .
18 - براى اين جهت است كه خوابگاهى با پهلوى من موافق نيست ، در دل من از حرارت فراق تشنگى جاى گزين است .
نيز در موقع رحلت حضرت زهراء ميفرمايد :
1 - دوستى كه نظير او دوستى نخواهد بود ، و در قلب من غير از او بهرهاى وجود ندارد .
2 - دوستى كه از جلو چشم و جسم من غائب شد ، ولى از قلب من غائب نخواهد بود .
خطاب به حضرت زهراء بعد از فوت
1 - مرا چه شده كه بر روى قبرها توقف مينمايم ، و بر قبر دوست سلام ميكنم ولى او جواب سلام مرا رد نميكند .
2 - اى دوست تو را چه شده كه جواب سلام ما را رد نميكنى ، آيا بعد از من دوستى دوستان را فراموش كردى .