تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩

بخش هشتم قيامت و دادخواهى حضرت فاطمهء زهراء ع

1 - صدوق در كتاب : امالى از حضرت امام محمّد باقر از جابر بن عبد اللَّه انصارى از پيغمبر معظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله روايت مىكند كه فرمود : موقعى كه روز قيامت فرا ميرسد دخترم فاطمه در حالى مىآيد كه بر يكى از ناقه‌هاى بهشتى سوار است و از دو پهلوى آن ناقه حريرهاى بهشتى آويزان ، مهار آن از مرواريد تر ، پاهايش از زمرد سبز ، دم آن از مشك ناب ، ديدگانش از درّ و ياقوت سرخ خواهد بود . قبه‌اى از نور بر پشت آن ناقه نصب شده كه اندرون آن از بيرون آشكار ، وسط آن حاوى عفو پروردگار و بيرون آن رحمت خداى رحيم است . فاطمه تاجى از نور بر سر دارد كه داراى هفتاد پايه باشد ، هر پايه‌اى از آن بوسيلهء يك مرواريد مرصع و نظير يك ستاره‌اى درخشان خواهد بود . از طرف راست و چپ فاطمه عليها السّلام هر كدام هفتاد هزار ملك خواهد بود . جبرئيل كه در آن موقع مهار ناقهء حضرت فاطمه را گرفته است با صداى بلند خواهد گفت : چشمان خود را ببنديد تا فاطمه دختر حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله عبور نمايد . در آن روز هيچ پيغمبر و رسول و صديق و شهيدى نيست مگر اينكه ديدگان خويشتن را ميبندند تا اينكه حضرت زهراء از صحراى محشر عبور نمايد .