من محزون و اندوهناك ميشدم براى رفع غم و اندوه خود بفاطمه نظر ميكردم .
على عليه السّلام ميفرمايد : وقتى پيغمبر اسلام برخاست كه برود فاطمهء اطهر به او گفت : پدر جان ! من طاقت اداره كردن امور خانه را ندارم ، يك كنيز براى من بگير تا در امور خانه معين و ياور من باشد .
رسول اعظم در جوابش فرمود : آيا دوست ندارى كه چيزى بهتر از خادم به تو عطا كنم ؟ حضرت امير بفاطمه فرمود : بگو : آرى ، فاطمه فرمود : آنچه از خادم بهتر است ميخواهم .
رسول خدا فرمود : در هر روزى - 34 - مرتبه سبحان اللَّه و - 33 - مرتبه الحمد للَّه و - 33 - مرتبه اللَّه اكبر بگو . اين صد مرتبه كار زبان است ، ولى در ميزان عمل داراى هزار ثواب خواهد بود .
اى فاطمه ! اگر تو اين اذكار را هر روز صبح بگوئى خدا امور دنيوى و اخروى تو را عهدهدار خواهد شد .
33 - در كتاب : كشف الغمه از حضرت على بن ابى طالب روايت مىكند كه فرمود :
ابو بكر و عمر از پيغمبر اسلام خواهان فاطمهء زهراء شدند . ولى رسول اكرم نپذيرفت .
عمر به من گفت : يا على ! تو لياقت فاطمه را دارى . گفتم : من غير از زرهام كه آن را گرو ميگذارم چيزى ندارم . وقتى پيامبر خدا فاطمه را براى حضرت امير تزويج نمود و اين موضوع به گوش آن بانوى معظمه رسيد گريان شد .
پيغمبر اكرم نزد حضرت زهراء آمد و فرمود : براى چه گريه ميكنى ! ؟
به خدا قسم من تو را براى شخصى تزويج نمودهام كه علم و حلمش از همه بيشتر مىباشد و از همه در اسلام سبقت گرفته است . و . . .
34 - نيز در همان كتاب روايت مىكند كه گروهى از انصار به حضرت على ابن ابى طالب گفتند : فاطمه را از پيغمبر خدا خواستگارى نما . حضرت امير بحضور
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٧