سپس به من فرمود : نيز آب جديدى برايم بياور ، من اطاعت نمودم ، آن بزرگوار نيز همان عمل را انجام داد و آن آب را بفاطمهء زهراء عطاء كرد و به وى فرمود : بياشام و مختصرى از آن را باقى بگذار . وقتى فاطمه اطاعت كرد رسول اكرم ما بقى آن آب را بر سر و سينهء آن بانو پاشيد و به او فرمود : خدا پليدى را از تو دور كرد و تو را پاك و پاكيزه نمود ، يك نوع پاك كردن مخصوصى .
آنگاه به من فرمود : تا از حجره خارج شدم و آن حضرت با فاطمه در ميان اطاق ماند و بفاطمه فرمود : شوهرت را چگونه يافتى ؟ گفت : پدر جان ! على بهترين شوهر است . ولى زنان قريش به من ميگويند : شوهر تو تهيدست است .
پيغمبر خدا به وى فرمود : اى دختر عزيزم ! پدر و شوهر تو فقير نيستند ، زيرا خزانههاى طلا و نقرهء زمين به من عرضه شد ولى من آنچه را كه نزد پروردگارم مىباشد انتخاب نمودم .
اى دختر عزيزم ! اگر آنچه را كه پدرت ميداند تو ميدانستى دنيا در نظرت ناچيز مىآمد ، به خدا قسم من در بارهء نصيحت تو كوتاهى نكردهام ، من تو را به على دادم كه از لحاظ اسلام بر همه مقدم و از نظر علم و حلم از همه اعظم است .
اى دختر عزيزم ! خداى توانا توجهى به زمين كرد و دو نفر مرد را انتخاب نمود ، يكى از آنها را پدر تو و ديگرى را شوهر تو قرار داده .
اى دختر من ! شوهر تو خوب شوهرى است . مبادا نسبت به وى نافرمانى كنى ! .
سپس آن برگزيدهء خدا مرا صدا زد ، گفتم : لبيك يا رسول اللَّه ! فرمود :
داخل حجرهء خويشتن شو و در بارهء زوجهات مهربانى و مدارا كن ، زيرا فاطمه پارهء تن من است . آنچه كه ويرا ناراحت كند مرا ناراحت مينمايد و آنچه كه او را مسرور نمايد مرا مسرور مىكند .
حضرت امير ميفرمايد : به خدا قسم من فاطمه را غضبناك و ناراحت ننمودم تا از دنيا رحلت نمود . فاطمه هم مرا خشمناك نكرد و از من نافرمانى ننمود . هر گاه
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٦