تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
فرمود : براى مژده‌اى است كه از طرف پروردگارم در بارهء : برادرم و پسر عمويم و دخترم به من داده شده ، آن مژده اين است كه خدا فاطمه را براى امير المؤمنين تزويج نموده است ، خدا به خازن بهشت دستور داده : درخت طوبى را حركت دهد تا رقعه‌هائى بعدد دوستان اهل بيت من حمل نمايد و در زير آن درخت ملائكه‌اى از نور آفريد و بهر يك از آنان يك رقعه عطا كرد ، موقعى كه قيامت به پا شود ملائكه محبين اهل بيت را در ميان خلائق ندا ميكنند ، احدى از دوستداران اهل بيت من باقى نميماند مگر اينكه بوسيلهء پسر عمويم : على و دخترم فاطمه مردان و زنان امتم از جهنم نجات خواهند يافت . و . . . 32 - نيز در كتاب كشف الغمه از سلمان فارسى روايت مىكند كه گفت : هنگامى كه فاطمه دختر پيغمبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله به سن بلوغ رسيد بزرگان قريش كه در اسلام سبقت گرفته و اهل فضل و كمال و جاه و جلال و داراى اموال بودند خواستگار فاطمهء أطهر شدند ، هر گاه يكى از آنان راجع به اين موضوع با پيامبر خدا مذاكره ميكرد آن حضرت به نحوى از او اعراض مينمود كه بعضى گمان ميكردند : رسول خدا به او خشمناك شده است ! يا اينكه در اين باره از آسمان وحى بر آن بزرگوار نازل گرديده ! ابو بكر فاطمهء اطهر را از رسول اكرم اسلام خواستگارى نمود ، ولى پيامبر اسلام ( ص ) فرمود : اختيار فاطمه با خداى سبحان است . بعد از ابو بكر عمر بن خطاب خواهان فاطمه زهراء عليها السلام شد ، ولى رسول اعظم همان جوابى را به وى داد كه به ابو بكر فرموده بود . در يكى از روزها ابو بكر و عمر و سعد بن معاذ در مسجد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نشسته بودند ، ايشان راجع به فاطمهء اطهر مذاكراتى به عمل آوردند ، ابو بكر گفت : اشراف قريش در حضور پيامبر خدا خواستگار فاطمهء زهراء شدند ، آن بزرگوار فرمود : اختيار فاطمه با خدا مىباشد . هر گاه كه بخواهد وسيلهء ازدواج