تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
زينت مىشود خارج مينمايد . اى فاطمه ! خدا هيچ پيغمبرى را مبعوث ننموده مگر اينكه ذريه و نسل ويرا از صلب او قرار داده ولى نسل مرا از صلب على قرار داده است . اگر على نبود ذريه و نسلى براى من نميبود . پس از اين گفتگوها فاطمهء اطهر گفت : يا رسول اللَّه ! من احدى از اهل زمين را بر على مقدم نخواهم داشت . آنگاه پيغمبر خدا حضرت فاطمه را براى على تزويج كرد . ابن عباس ميگويد : به خدا قسم كه غير از على كسى لايق و همانند فاطمه نمىبود . 12 - صدوق در كتاب : امالى از حضرت على بن ابى طالب روايت مىكند كه فرمود : من همت گماشتم كه با فاطمه دختر حضرت محمّد ازدواج نمايم ولى جرات نميكردم اين مطلب را با رسول خدا در ميان بگذارم . اين آرزو هميشه شب و روز در سينهء من بود تا اينكه بالاخره بحضور پيامبر خدا مشرف شدم . آن حضرت به من فرمود : يا على ! گفتم : لبيك يا رسول اللَّه ! فرمود : تصميم ازدواج دارى ؟ گفتم : رسول خدا بهتر ميداند ، پيغمبر خدا اين منظور را داشت كه بعضى از زنان قريش را برايم بگيرد ، ولى من اين خوف را داشتم كه مبادا فاطمه از دستم برود . هنگامى كه پيامبر خدا شخصى را نزد من فرستاد و مرا احضار فرمود و من كه از شدت فرح و خوشحالى سر از پا نمىشناختم بحضور آن حضرت مشرف شدم ديدم آن برگزيدهء خدا بقدرى مسرور و خوشحال است كه هيچ روزى نبود ، در آن موقع آن حضرت در حجرهء ام سلمه بود . وقتى نظر مبارك آن حضرت به من افتاد صورت مباركش ميدرخشيد بقدرى مسرور و خندان بود كه نظر من بسفيدى و درخشندگى دندانهايش افتاد .