راحيل گفت : پروردگارا ! چه بركتى بيشتر از اينكه ما مىبينيم در بهشت بايشان دادهاى عطا خواهى كرد ؟
خداى رؤف فرمود : بركت بيشترى كه بايشان مىدهم اين است كه ايشان با محبت من زندگى خواهند كرد و ايشان را براى خلق خود حجت قرار دادهام ، بعزت و جلال خودم قسم من مخلوقى از ايشان بوجود مىآورم و نسلى از ايشان ايجاد ميكنم كه خزانه داران زمين و معدن علم و طرفداران دين ميباشند ، بعد از پيامبران بوسيلهء آنان بر خلقم اتمام حجت مينمايم .
مژده باد تو را يا على ؟ زيرا خدا تو را بقدرى گرامى داشته كه احدى را نداشته است .
يا على من دخترم فاطمه را براى تو تزويج نمودم همانطور كه خداى رحمان و رحيم تزويج نموده است .
من بآنچيزى براى زهراء راضى شدهام كه خدا راضى شده است ، اكنون اين زن تو است كه در اختيار تو مىباشد ، تو از من به وى احق و سزاوارترى .
جبرئيل به من خبر داده كه بهشت بشما دو نفر مشتاق است ، اگر نه چنين بود كه خداى توانا مقدر نموده فرزندانى از شما بوجود بيايد كه بر خلق حجت باشند دعاى بهشت و بهشتيان را در حق شما مستجاب ميكرد و شما را زودتر داخل بهشت ميكرد .
يا على ! تو بهترين برادر و بهترين داماد و بهترين همدم منى .
يا على ! براى تو همين بس كه خدا از تو راضى است .
على عليه السّلام ميفرمايد : برسول خدا گفتم : آيا مقام من به جائى رسيده كه در بهشت نامى از من برده شود و خدا ملائكه را براى ازدواج من شاهد بگيرد ؟
پيغمبر اكرم فرمود : خداى رؤف هر گاه ولى و دوست خود را گرامى بدارد يك نوعى گرامى ميدارد كه چشمى نديده و گوشى نشنيده باشد و خدا اين مقام را به تو عطا فرموده است .
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٩