تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
سپس آن بزرگوار متوجه زنان شد و فرمود : كيست اينجا ؟ ام سلمه گفت : من و زينب و فلان و فلان . فرمود : يكى از حجره‌هاى مرا براى پسر عمويم على و دخترم فاطمهء زهرا آماده نمائيد . ام سلمه گفت : كدام حجره‌ها يا رسول اللَّه ؟ فرمود : حجرهء تو ، آنگاه بزنان خويشتن دستور داد تا خود را زينت نمودند و لوازم عروسى زهراى اطهر را مهيا كردند . ام سلمه ميگويد : من بفاطمهء اطهر گفتم : آيا عطرى از براى خود ذخيره نموده‌اى ؟ فرمود : آرى ، فاطمهء زهراء يك شيشهء عطر آورد و مقدارى از آن در ميان دست من ريخت ، من بوئى از آن بوئيدم كه هرگز نظير آن را نبوئيده بودم . بفاطمه گفتم : اين عطر را از كجا آورده‌اى ؟ فرمود : هر گاه دحيهء كلبى بحضور رسول خدا مشرف ميشد آن حضرت به من ميفرمود : پشتى براى عموى خود بگذار ، من پشتى را براى او مينهادم ، سپس چيزى از ميان لباسهاى وى فرو ميريخت و به من دستور ميداد تا آن را جمع ميكردم . حضرت على بن ابى طالب از رسول خدا پرسيد : چيست كه فرو ميريزد ؟ ميفرمود : عنبرى است كه از بالهاى جبرئيل فرو ميريزد . حضرت على عليه السّلام ميفرمايد : پيامبر معظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله به من فرمود : يا على ! غذاى فراوانى براى عروسى و اهل و عيال خود درست كن ! يا على گوشت و نان بعهدهء ما ، خرما و روغن هم بعهدهء تو ، من رفتم مقدارى خرما و روغن خريدم و پيغمبر معظم اسلام آستينهاى خود را بالا زد و خرماها را خرد نموده در ميان روغن ميريخت تا اينكه غذائى بوجود آمد كه آن را به عربى : خبيص مينامند ، آنگاه يك گوسفند چاق براى ما عطا كرد و نان فراوانى را تهيه نمود . بعدا حضرت رسول به من فرمود : هر كسى را كه دوست دارى براى غذاى
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 119 | العلامة المجلسي / محمد نجفى