انجام ندهيد تا خود بيايم .
حضرت امير ميفرمايد : من دست فاطمه را گرفتم و پس از اينكه متوجه منزل شديم وى يكطرف نشست و منهم نزد او نشستم . من و فاطمه هر كدام به علت اينكه از يك ديگر خجالت ميكشيديم به زمين نگاه ميكرديم .
پس از اين جريان پيامبر خدا آمد و فرمود : كيست اينجا ؟
گفتيم : يا رسول اللَّه ! بفرمائيد ، بسيار خوش آمديد ، رسول خدا وارد شد و فاطمهء اطهر را يكطرف خويشتن نشانيد و به وى فرمود : مقدارى آب نزد من بياور ، فاطمهء زهراء برخاست ظرفى را پر از آب كرد و بحضور آن حضرت آورد ، رسول خدا مقدارى از آن آب را در دهان مبارك خود ريخت و پس از اينكه مضمضه نمود آن را در ميان كاسه ريخت و از آب كاسه بسر فاطمهء اطهر ريخت و به آن بانو فرمود :
نزديك من بيا ! وقتى نزديك آمد مقدارى از آن آب را در ميان پستانهاى آن بانو پاشيد . سپس به او فرمود : برگرد وقتى برگشت مقدار ديگرى از آن آب را در ميان دو كتف وى پاشيد و فرمود :
بار خدايا ! اين دخترم محبوبترين خلق است نزد من ، پروردگارا ! اين على برادر من است كه محبوبترين مخلوق است نزد من .
بار خدايا ! اين على را ولى و مطيع خود قرار بده و اهل و عيالش را برايش مبارك بگردان ! ! پس از اين سخنان فرمود : يا على ! اكنون نزد زوجهات برو ! بركت و رحمت خدا كه پسنديده و با عظمت است بر شما اهل بيت باد !
6 - در كتاب : امالى ابن الشيخ از يونس بن ظبيان روايت مىكند كه از امام جعفر صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود :
اگر خدا حضرت على بن ابى طالب را خلق نميكرد در تمام روى زمين كفو و همسرى براى فاطمهء زهراء پيدا نميشد .
7 - نيز در كتاب سابق الذكر نقل مىكند كه على بن ابى طالب عليه السّلام شانزده
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢١